- دوشنبه 29 مهر 1398

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 
نگاهی به بحث انتگراسیون و کنترل مهاجرت در آلمان (5) چاپ ارسال به دوست
24 آبان 1389
Ausländische Fachkräfte
gmx.de
قسمت پنجم و پایانی

پشت پرده مباحث انتگراسیون در آلمان

آیا آنچه که از سوی احزاب راست و محافظه کار در آلمان در رابطه با خارجیان و مهاجرتباران و مشکل انتگراسیون ناپذیری آنها گفته می شود، همۀ واقعیت است؟ در چهار قسمت قبل این مقاله با ذکر مثالها و فاکت هائی تلاش شد تا نشان داده شود اگر چه بسیاری از داده های ارائه شده در زمینه مشکل انتگراسیون بخشی از مهاجرین و مهاجرتباران می توانند درست باشند، اما نتیجه گیری هائی که از سوی سیاستمداران راست و محافظه کار و رسانه های حامی آنها "القاء" می شوند اشتباه و غیر دقیق است. علت آن چیست؟

تغییر بافت جمعیتی آلمان و ترس از دست دادن قدرت سیاسی

"در حالی که نرخ تولد نوزادان در خانواده های آلمانی همچنان کاهش می یابد، نرخ تولد نوزادان در خانواده های خارجی افرایش پیدا می کند. از آنجا که میزان مرگ و میر آشکارا بالاتر از میزان تولد می باشد، جمعیت آلمان تا میزان 82 میلیون نفر کاهش پیدا کرده است. میزان تولد نوزادان در سال 2009 نسبت به سال 2008 ، 32 هزار نفر کمتر بوده که یک رشد منفی برابر 3.6% را نشان میدهد. در همین زمان  842.000 نفر فوت کرده اند. بدین ترتیب در سال 2009 جمعیت آلمان رشد منفی ای برابر 191 هزار نفر داشته است." سایت اخبار مهاجرت1

بخش بزرگی از رای دهندگان احزاب راست و محافظه کار در آلمان را سالمندان تشکیل میدهند. با افزایش آمار فوت سالمندان آلمانی، میزان رای دهندگانی که بطور سنتی به این احزاب رأی میدادند، کاهش پیدا میکند. در همین حال هر ساله به آمار مهاجرتبارانی که اکثرا تابعیت آلمانی داشته و بالقوه در شمار رأی دهندگان محسوب می شوند افزوده می شود. آنچه که احزاب راست و محافظه کار از آن بطور جدی ترس دارند آن است که بر اساس روند کنونی رشد مثبت و منفی جمعیت در آلمان، شانس آنها در 5 تا 15 سال آینده برای در دست گرفتن قدرت سیاسی یا شراکت این احزاب در تشکیل دولت بسیار کمتر از امروز خواهد شد. نگرانی این احزاب زمانی بیشتر می شود که روند افزایش جمعیت مهاجرتباران همچنان یک سیر صعودی را نشان میدهد. منظور از رشد مثبت، میزان تولد کودکان و منظور از رشد منفی، میزان مرگ و میر می باشد.

سایت اخبار مهاجرت در ادامه گزارش خود می افزاید:"بر اساس داده های اداره آمار فدارل حداقل یکی از والدین کودکانی که در سال 2008 به دنیا آمده اند، خارجی بوده است. از مجموع 683 هزار نوزاد بدنیا آمده در سال 2008 در آلمان، 159 هزار نفر(23%) حداقل یکی از والدینشان خارجی بوده است. 64 هزار نفر از این کودکان دو ملیتی غیر آلمانی بوده اند، یعنی هم پدر و هم مادرشان غیر آلمانی بوده اند."2

در صفحه 102 گزارش ستاد برگزاری انتخابات سراسری سال  2009 آلمان و در گرافیک  شماره 7 آن می توان میزان رای دهندگان به احزاب بزرگ و اصلی را بر اساس سن رأی دهندگان مشاهده نمود. 34.4 % کل رأی دهندگان حزب دمکرات مسیحی(حزب آنگلا مرکل) را رأی دهندگان بالای 60 سال تشکیل میدهند. بیشترین میزان رأی دهندگان به حزب سوسیال دمکرات های مسیحی که تنها در ایالت بایرن حضور دارند ولی به عنوان حزب خواهر، با دمکرات مسیحی ها متحد بوده و در دولت حضور دارند را نیز افراد بالای 60 سال تشکیل میدهند.3

جدول فوق نشان میدهد که تعداد آلمانی ها نسبت به مهاجرتباران در رده سنی 45 سال به بالا بیشتر می باشد. این فاصله بویژه  از 65 سال به بالا خود را بزرگ تر نشان میدهد.4
اگر مابه التفاوت میزان مرگ و میر سالمندان و میزان تولد نوزادان آلمانی را در نظر گرفته و از طرف دیگر میزان کودکان و نوجوانان مهاجرتباری که در سالهای آینده به صف رای دهندگان می پیوندند را در در نظر بگیریم، در این صورت علت و ریشه "نگرانی" (!) احزاب راست و محافظه کار را بهتر درک خواهیم کرد.
 با در نظر گرفتن متوسط عمر آلمانی ها که برای مردان 77.33 و برای زنان 82.53 سال می باشد5، نتیجه این خواهد شد که متاسفانه  تا 15 سال آینده بسیاری از افراد 65 سال به بالا دیگر در قید حیات نبوده و به همان میزان نیز از تعداد رأی دهندگان احزاب راست و محافظه کار کم خواهد شد. در طرف دیگر نمودار فوق اما، می توان دید که کودکان و نوجوانان مهاجرتبار بیشتر می شوند و هرچقدر سن کمتر می شود، این فاصله بزرگتر هم می شود. نتیجه آنکه به لحاظ جمعیتی، وزن و اهمیت مهاجرتباران در آینده آلمان هر چه بیشتر و تعیین کننده تر خواهد بود. این موضوع را می توان همچنین با دقت به نمودارهای زیر نیز دریافت.

جدول 6.1.2: ساختار جمعیتی آلمان تا پایان سال 2008 (سمت چپ آلمانی ها، سمت راست خارجیان، که منظور آندسته از مهاجرینی می باشد که هنوز تابعیت آلمانی ندارند.) 6

جدول 6.2.2: ساختار جمعیتی آلمان تا پایان سال 2007 (سمت چپ آلمانی ها، سمت راست مهاجرتباران شامل خارجیانی که هنوز تابعیت آلمانی ندارند و آنانکه تابعیت آلمانی گرفته و یا یکی از والدینشان آلمانی می باشد.) 7


اسلام هراسی بهانه ای برای خارجی ستیزی

احزاب راست و محافظه کار با اسلام هراسی به دنبال آن هستند تا زمینه های کنترل بیشتر مهاجرت به آلمان را آماده کرده، فضای روحی- روانی لازم برای اخراج خارجیان بیشتری را فراهم ساخته و نیز بدنبال آن هستند تا آن بخش از مردم را که در انتخابات شرکت نمی کنند آنچنان بترسانند که از ترس "لولوی" اسلام به این احزاب پناه برده و به آنها رأی دهند. البته یک علت اسلام هراسی احزاب راست و محافظه کار دیدگاه های مذهبی آنها می باشد که در مسیحیت ریشه دارد. آنها در اسلام چهره یک رقیب ایدئولوژیک را می بینند. مخالفت آنان و مبارزه آنان با اسلام از یک جنگ دیرینه نشأت می گیرد. مخالفت آنها اما فقط تا آنجائی می باشد که جمعیت رو به افزایش مسلمانان، به عنوان رأی دهندگان آینده، تهدیدی برای از دست رفتن قدرت سیاسی آنها به حساب بیاید. اما این اسلام هراسی تا کجا جدی است؟


اسلام هراسی، از حرف تا عمل

اسلام هراسی احزاب راست و محافظه کار اهداف سیاسی دارد، زیرا یکی از اصلی ترین حامیان اسلامگراهای افراطی دولت جمهوری اسلامی و سفارت آن در آلمان می باشد که دولت آلمان با وجود اطلاع از فعالیت های آنها محدودیت جدی برایشان ایجاد نمی کند. اگر دولت آلمان بطور واقعی و جدی قصد مبارزه با اسلام گراهای متعصب، فناتیک و تروریست را دارد، خوب می داند که آدرس آنها کجاست. به نمونه های زیر از گزارش سال 2009 سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات آلمان با تیتر " نفوذ ایران بر مسلمان شیعه ساکن در آلمان"  توجه کنید. 8
"در آلمان تعداد بسیار زیادی گروه ها و سازمانهای وفادار به دولت جمهوری اسلامی فعالیت می کنند. این سازمان ها ماموریت دارند تا اهداف مندرج در قانون اساسی را به دنیا صادر کنند." ( ص 236 گزارش) "پر نفوذ ترین مرکزی که رژیم ایران از آن طریق ارتباط با گروهای اسلامی شیعه در آلمان را دنبال می کند، مرکز اسلامی هامبورگ می باشد که در سال 1962 تاسیس شده و مسجد "امام علی" از زیر مجموعه های آن می باشد. در کنار سفارت جمهوری اسلامی، مرکز اسلامی هامبورگ بزرگترین مرکز تبلیغی جمهوری اسلامی در اروپا به شمار میاید. در واقع رهبری جمهوری اسلامی در تلاش است تا به کمک مرکز اسلامی هامبورگ و ایجاد ارتباط و وابستگی شیعیان از ملیت های مختلف به این مرکز، اهداف و ارزش های سیاسی- اجتماعی و ایدئولوژیک خود را گسترش دهد. این اهداف از طریق برگزاری مراسم مذهبی، جلسات سخنرانی در رابطه با مسائل اسلامی و آموزش زبان دنبال می شود. مرکز اسلامی هامبورگ این سازمانها را حمایت مالی میکند. (ص 237 گزارش)

در همین گزارش همچنین می بینیم که فعالیت های وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی بر علیه مخالفان رژیم و قربانیانی که از جهنم جمهوری اسلامی فرار کرده اند نیز از چشم سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات آلمان پوشیده نمی باشد.

"
وزارت اطلاعات ایران همچون دیگر سازمانهای جاسوسی از خاورمیانه و کره شمالی به طور کلاسیک به جمع آوری اطلاعات مشغول می باشد. اما ایران بطور خاص نسبت به دیگر کشورها در زمینه کار جاسوسی بر روی مخالفان خود، فعالتر است." (ص 300 گزارش)

با وجود نمونه های فوق باید سوال کرد آیا خطری که امنیت و آینده آلمان را تهدید میکند چند جوان و نوجوان بزهکار مسلمان ترک تبار هستند، یا خطر واقعی  و جدی از جانب سفارت و مراکز ریز و درشت وابسته به جمهوری اسلامی سر چشمه می گیرد؟ چرا دولت آلمان و احزاب مختلف با وجود داشتن اطلاعات دقیق و موثق در قبال سیاستهای تروریستی و تروریست پرورانه رژیم جمهوری اسلامی سکوت کرده و سفارت رژیم همچنان با دست باز به فعالیت های خود ادامه می دهد؟ به همین خاطر است که می توان نتیجه گیری کرد که اداعای سیاستمداران  آلمان در مبارزه با اسلامیست ها در آلمان خیلی هم دقیق نیست، این سیاستگزاران تلاش می کنند تا در بحث های مربوط به انتگراسیون، اسلام هراسی را دامن بزنند در حالی که هدف اصلی پنهان شده در پشت این مباحث خارجی ستیزی می باشد و نه ستیز واقعی با افراطی گرائی اسلامی.

دیدگاه های موجود در رابطه با خارجیان، مهاجرین و انتگراسیون در آلمان

به اختصار و در یک دسته بندی بسیار کلی می توان دیدگاه های موجود در بین احزاب و جامعه آلمان در ارتباط با انتگراسیون و مهاجرت و مهاجرین را اینچنین بیان کرد:
-
حزب دمکرات مسیحی (خانم مرکل) و حزب سوسیال دمکرات های مسیحی (ایالت بایرن) به دلایل ترس از تغییر موازنۀ ترکیب و ساختار جمعیتی و به دلیل اعتقادات مذهبی(مسیحی) با مهاجرت و بطور خاص با مهاجرت و یا پناهندگی آنانکه از کشورهای اسلامی میایند مخالف بوده و خواستار سختگیری های بسیار بیشتر برعلیه آنان می باشند. در این میان مخالفت آنها با ترک ها و عرب ها بسیار شدیدتر بوده و آنرا تاحدودی هم علنی کرده اند.

- احزاب نئونازی با تاکید بر شعار "آلمان مال آلمانی ها" با انگیزه های نژادپرستانه و ناسیونالیستی نسبت به خارجیان ضدیت می ورزند. این نیروها در چند سال اخیر بهانه مخالفت خود با خارجیان را اعتراض به ساخت مسجد در شهرهای بزرگ قرار داده اند. مخالفت احزاب نئونازی با مسلمانان در آلمان در حالی است که این احزاب رابطه خوبی با رژیم جمهوری اسلامی دارند. در عکس زیر به پرچم جمهوری اسلامی بر یکی از میز کتاب های نئونازی های آلمان دقت کنید.


میز کتاب حزب نئو نازیست اِن پ د: عکس فوق مربوط به تابستان سال 2006 در گرماگرم بازیهای جهانی فوتبال در آلمان میباشد.

 
- اخیرا احزاب محافظه کار حاکم در دولت در مخالفت های خود با مهاجرت، با احزاب راست افراطی همسو شده اند به نحوی که برای مثال هورست زه هوفر، رهبر حزب سوسیال دمکرات های مسیحی بایرن در یک سخنرانی خود و در حضور آنگلا مرکل در اجلاس جوانان دمکرات مسیحی در شهر پوتسدام، در کنار درخواست خود برای جلوگیری از مهاجرت ترک ها و عرب ها به آلمان گفت: "چرا باید دائما بخاطر عشق به سرزمین پدری معذرت خواهی کرد."9 سخنان او با استقبال راست های افراطی روبرو شد. 

- حزب سوسیال دمکرات سالهاست که در یک برزخ هویتی گیر کرده است. زمانی که در اپوزیسیون است از خارجیان و مهاجرین و مهاجرتباران دفاع می کند، اما زمانی که در قدرت شریک است بسیار محافظه کارانه عمل کرده یا قوانین سختگیرانه ای را در محدود کردن مهاجرت و پناهندگی به تصویب می رساند. نباید فراموش کرد که تیلو زاراتسین که در ماه های اخیر با کتاب خود استارت دور جدید این مباحث را زد از اعضاء این حزب است و نظر سنجی های بسیاری نشان میدهد که در درون حزب سوسیال دمکرات نوعی دو دسته گی بر سر دفاع یا رد مواضع او ایجاد شده است.

- حزب لیبرال های آزاد از سرمایه داران بزرگ دفاع می کند. از همین روست که از زاویه منافع اقتصادی دراز مدت آلمان با دیدی پراگماتیستی با مسئله مهاجرت و مهاجرین برخورد می کند. این حزب در مباحث مربوط به انتگراسیون با تاکید بر حقوق شهروندی و حاکمیت قانون از همه مهاجرین و مهاجرتباران می خواهد که به قانون احترام بگذارند و در زمینه مهاجرت، با تاکید بر نیاز آلمان به نیروی کار نیمه ماهر و متخصص، از تسهیل مهاجرت برای دسته خاصی از مهاجرین که تحصیل کرده و متخصص باشند دفاع می کند.

- حزب چپ با شعارهای انترناسیونالیستی و همبستگی جویانه از خارجیان و مهاجرتباران دفاع می کند. این حزب تاکنون در قدرت نبوده و چشم انداز زیادی هم برای مشارکت در قدرت در سطح سراسری برای آن دیده نمی شود. شعارهای این حزب اگرچه مترقیانه است، اما به دلیل آنکه در موضع اپوزیسیون قرار دارد، فاقد یک طرح و برنامه قابل باور بوده و هنوز معیاری در سطح سراسری برای محک زدن این شعارها وجود ندارد.

- حزب سبزها: میزان بالائی از اعضاء و هوادارن این حزب، خود مهاجرتبار می باشند. یکی از رهبران این حزب یک مهاجرتبار ترک می باشد. این حزب توانسته نسبت به بقیه احزاب بیشترین میزان جوانان را جذب خود کند و با توجه به ترکیب و ساختار جمعیتی آلمان (که پیشتر توضیح داده شد) به نطر می رسد که در انتخابات سراسری بعدی شانس بیشتری هم برای ورود مجدد به قدرت داشته باشد. نظرسنجی های اخیر میزان حمایت از این حزب را 20% نشان میدهد. همچنین برای اولین بار این حزب خود را برای سال آینده و برای مقام شهردار- نخست وزیری ایالت برلین آماده می کند. این حزب تاکنون در سطح سراسری و ایالتی برنامه های مثبتی را در حمایت از انتگراسیون؛ مهاجرین و مهاجرت و پناهندگی ارائه کرده است. درعین حال باید یادآور شد که درک این حزب از "رواداری و احترام به مذاهب و ادیان مختلف" به گونه ای است که اسلامگرایان و متعصبین مذهبی خود را چندان از سوی این حزب زیر فشار نمی بینند. نویسنده این مقاله بر این باور است که سیاست عملی حزب سبزها در زمینه رواداری دینی و فرهنگی با نوعی ساده لوحی همراه است، به نحوی که این سیاست تا حد زیادی یک سپرحفاظتی برای آنانی ایجاد کرده که می خواهند به نام فرهنگ و مذهب، سنتها، تعصبات و افراط گرائی های خود را پنهان کنند.
جدا از موضوع انتگراسیون و مهاجرت، در همین جا باید اشاره کرد که متاسفانه حزب سبزها با پیروی از سیاست فوق همیشه برای گفتگو با رژیم جمهوری اسلامی آماده بوده است. و در پیروی از همین سیاست است که چندی قبل نیز خانم روت، یکی از رهبران این حزب، به همراه یک هیئت پارلمانی به تهران رفت و با مقامات مختلف رژیم دیدار و گفتگو داشت. هم چنین باید یادآور شد که اگرچه دفاع از حقوق بشر یکی از شعارهای اصلی این حزب می باشد، اما این حزب هم در زمان خاتمی و  هم بعد از انتخابات رژیم در سال 88 به طور روشن از مواضع اصلاح طلبان درون رژیم دفاع کرده است. و این در حالی است که اصلاح طلبان درون رژیم و نمایندگان خارج کشوری آنها حاضر نیستند به مسئولیتهای خود در قبال جنایت های سه دهه گذشته پاسخ دهند.

به موضوع اصلی برگردیم: تا آنجا که به مسائل داخلی آلمان و موضوع این مقاله بر می گردد شواهد اینگونه نشان میدهند که در آینده حزب سبزها به دلیل جریانهای سیاسی- اجتماعی و بویژه به دلیل تغییرات پیش آمده در ساختار جمعیتی آلمان، اهمیت بسیار تعیین کننده تری نسبت به آنچه که تا کنون داشته، پیدا خواهد کرد.

نگاهی به یک دیدگاهی نانوشته در سیاست و جامعه آلمان

بسیاری از مشکلات کنونی مهاجرین و مهاجرتباران در آلمان و ناکامی های انتگراسیون آنان ریشه در سیاست های اشتباه احزاب آلمان در پنج دهه گذشته دارد. بنظر می رسد این سیاست های اشتباه نیز در یک دیدگاه نانوشته ای ریشه دارد که گویا مطابق آن احزاب و سیاستمداران و نهادهای دولتی و حتی رسانه های عمومی و به تبع آنان مردم و جامعه، اینگونه فکر کرده و انتظار دارند که "با فشاردادن یک دگمه" همه چیز در انسان مهاجر یا مهاجر تبار "از این رو به آن رو" شود! بنظر می رسد موفقیت تاریخی آلمان در زمینه تکنیک باعث شده تا در ذهنیت بسیاری از سیاستگزارن این کشور فهم و درک و حتی انتظاراتی "ماشینی" از انسان وجود داشته باشد. در این دیدگاه، انسان در اساس و بطور مقدم یک "ابزار" دیده می شود. در دهه شصت و هفتاد به نام "کارگر میهمان" و در قرن بیست و یکم به آن "نیروی متخصص" نام میگذارند. در این تفکر نیازهای انسانی و کنش و واکنش های مهاجر و مهاجرتبار و نقش و تاثیر جامعه، خانواده، فرهنگ، مذهب و گذشته فرد درست دیده نشده و تاثیر آن بر وضعیت امروزی او همه جانبه دیده نشده یا نمی خواهند که آنرا همه جانبه ببینند. از آنجا که در این دیدگاه اصل بر راندمان و بازدهی این "ماشین انسان نما" می باشد، هر وقت که مهاجر و مهاجرتبار کارائی اش پائین بیاید یا "نقص فنی" پیدا کند، راه حل را هم در "دور انداختن" او و تعویض این "مهره" با مهره ای دیگر می بینند. چنین دیدگاهی نمی تواند "انسان" و مسائل انسانی را درک کرده و راه حل های درستی برای آن پیدا کند. آنها توجه ندارند که اگر در کوتاه مدت زخم های انسانی- اجتماعی فرو خورده مهاجرین و مهاجرتباران سر باز نکند، بعد از یک یا دو نسل این زخم ها آنچنان فعال می شوند که دیگر درمان آن برای سیاستگزاران آلمان بسیار سخت و در مواردی ناممکن خواهد شد. نتیجه اصرار بر ادامه چنین سیاست شکست خورده ای نیز تنها به هدر رفتن سرمایه های انسانی جامعه آلمان بوده و می باشد.

مدیریت نالایق و سیاستگزاری های اشتباه

به آنچه که در بالا گفته شد باید نالایقی و عدم مدیریت احزاب و سیاستگزاران آلمان در دوره کنونی و سالهای پیشین در امور انسانی-اجتماعی را نیز اضافه کرد، که البته دیگر دامنه آن فقط به مهاجرین و مهاجرتباران محدود نشده، بلکه کل جامعه و سرمایه های انسانی آلمان را شامل می شود. نتیجه این نالایقی را می توان در مهاجرت رو به افزایش آلمانی ها به کشورهای دیگر مشاهده نمود. به گرافیک های زیر توجه کنید:
در نمودار زیر رنگ صورتی، مهاجرت آلمانی ها به کشورهای دیگر و رنگ آبی بازگشت آنها به آلمان را نشان میدهد. مطابق این نمودار درسال 2008 بیش از 174.750 نفر آلمانی، کشور خود را ترک و در جستجوی زندگی بهتری به دیگر کشورها مهاجرت کرده اند. تعداد مهاجرت کنندگان که آلمان را ترک کرده اند نسبت به آنان که به کشور بازگشته اند بیش از 70.000 نفر بیشتر بوده است که روندی بسرعت صعودی و نگران کننده را نشان میدهد. 10  



جدول زیر عمق فاجعه مهاجرت نیروهای متخصص آلمانی از آلمان را روشن تر نشان داده و میزان مهاجرت پزشکان در فاصله زمانی سال های 2001 تا 2008 را مشخص می کند.11 



نمودار زیر تعداد دانشمندان، محققین و متخصصین علمی آلمانی که مهاجرت کرده و در خارج از این کشور زندگی می کنند را نشان می دهد.12 


به تازه گی نیز وزیر تجارت و بازرگانی آلمان ضمن تاکید بر ضرورت ورود نیروی متخصص خارجی به آلمان، میزان خسارت ناشی از کمبود نیروی متخصص به اقتصاد آلمان را تنها برای سال 2009 حدود 15 میلیارد یورو تخمین زده است. 13 

سوال اینجاست که مسئول فرار سرمایه های انسانی از آلمان به خارج کشور و کمبود نیروی متخصص در کشور چه کسانی هستند؟ آیا وجود وضعیت موجود، گواهی بر نالایقی و عدم کارآمدی در سیاستگزاری های کشور و دلیلی بر ضعف مدیریت دولت و نهاد های دولتی آلمان در گذشته و حال نمی باشد؟

بنظر می رسد که سیاستمداران آلمانی بجای آنکه بخواهند به این سوال ها و بسیاری سوال های دیگر از این دست جواب دهند و بجای آنکه تلاش کنند تا پاسخگوی مسئولیت های انجام نداده خود باشند، راه راحت تری را برای گریز از این مسئله پیدا کرده اند؛ هرچه بیشتر دمیدن بر کوره بحث انتگراسیون و منحرف کردن افکار عمومی از طریق نتیجه گیری هائی که ترس های واهی نسبت به مهاجرین و مهاجرتباران را دامن بزند.

آلمان متعلق به همه آنانی است که در این سرزمین زندگی میکنند و پیشرفت و رفاه آن در آینده با همکاری همه آنهاست که میسر خواهد شد.


حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور پناهندگی و مهاجرین



منابع:

1 و 2-
سایت اخبار مهاجرت
  http://www.migration-info.de/mub_artikel.php?Id=100503



3- گزارش ستاد برگزاری انتخابات سراسری سال  2009 آلمان، ص 103 ، نمودار 7 

 http://www.bundeswahlleiter.de/de/bundestagswahlen/BTW_BUND_09/veroeffentlichungen/heft4.pdf




4- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010 ، ص 41

 http://www.bundesregierung.de/Content/DE/__Anlagen/2010/2010-07-07-langfassung-lagebericht-ib,property=publicationFile.pdf)




5- گزارش اداره آمار مرکزی آلمان

 http://www.destatis.de/jetspeed/portal/cms/Sites/destatis/Internet/DE/Content/Statistiken/
Bevoelkerung/GeburtenSterbefaelle/Tabellen/Content50/LebenserwartungDeutschland,templateId=renderPrint.psml




6 و 7- گزارش "مهاجرت" سال 2008 اداره فدرال در امور مهاجرت و پناهندگی آلمان، ص 224 و 241

http://www.bmi.bund.de/cae/servlet/contentblob/876734/publicationFile/55728/
Migrationsbericht_2008_de.pdf;jsessionid=D09FC2E4141069C5EA87F5782C8EF7CE
)




8- گزارش سال 2009 سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات آلمان
 http://www.verfassungsschutz.de/download/SHOW/vsbericht_2009.pdf



9- سایت اشپیگل آنلاین
http://www.spiegel.de/politik/deutschland/0,1518,723466,00.html



10 و 11  و 12 - گزارش "مهاجرت" سال 2008 اداره فدرال در امور مهاجرت و پناهندگی آلمان، به ترتیب صفحات 171، 177، 178
http://www.bmi.bund.de/cae/servlet/contentblob/876734/publicationFile/55728/
Migrationsbericht_2008_de.pdf;jsessionid=D09FC2E4141069C5EA87F5782C8EF7CE
)




13- صفحه خبر سایت گ ام ایکس

http://www.gmx.net/themen/beruf/karriere/546rr4a-fachkraeftemangel-ist-teuer



 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2019