- دوشنبه 29 مهر 1398

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 
نگاهی به بحث انتگراسیون و کنترل مهاجرت در آلمان (4) چاپ ارسال به دوست
17 آبان 1389


قسمت چهارم
انتگراسیون چیست و نقش آفرینان آن چه کسانی هستند؟
در قسمت های قبلی این مقاله تلاش شد تا با کمک آمار و داه های رسمی موجود، بی پایه و اساس بودن برخی پیشداوری های موجود در جامعه آلمان در مورد مهاجرین و مهاجرتباران نشان داده شود. همچنین سعی بر این بود تا نشان داده شود که چگونه از سوی برخی احزاب و سیاستمداران راست و محافظه کار در آلمان و برخی رسانه های حامی آنها نه تنها فاکت ها و واقعیت های موجود در مورد مهاجرین و مهاجرتباران نادیده گرفته می شود، بلکه از سوی آنها سیاست هائی دنبال می شود که عمدا زمینه های مشکلاتی که مهاجرین و مهاجرتباران با آن درگیر هستند را نادیده گرفته تا در پناه آن بتوانند از مسئولیت پذیری در قبال کوتاه کاریهای خود فرار کنند.

اما بجز حاکمیت سیاسی در آلمان چه آکتور و بازیگران دیگری در صحنه انتگراسیون نقش بازی میکنند و وزنه هر کدام در برقرای موازنه لازم تاچه میزان می باشد؟ ورود به این قسمت را ابتدا با تعریف انتگراسیون آغاز میکنیم.

مفهوم انتگراسیون
انتگراسیون (لاتین) در علم جامعه شناسی، در لغت به معنی پیوند یک جزء(فرد یا یک گروه) با کلِ پیکره بزرگتر (جامعه ) می باشد.1
انتگراسیون مفهومی است که بسیاری در امور اجتماعی و بویژه امور خارجیان از آن تلقی های متفاوت ارائه می دهند. در زبان فارسی معادلی برای این واژه یافت نمی شود و لغاتی چون انطباق، تطبیق یافتن و یا ادغام نیز به تنهائی کافی نبوده و مفهوم را بطور کامل نمی رساند.
در ارتباط با مهاجرین و خارجیان تازه وارد به یک کشور جدید و زندگی ملل و فرهنگ های متفاوت با هم و در کنار هم در یک جامعه، می توان "انتگراسیون" را فراتر از مفهوم لغتی آن، اینگونه تعریف کرد: "یک پروسه یادگیری و تغییر و تأثیر گذاری و تأثیر پذیری متقابل که حتی یکی از دستاوردهای آن می تواند تغییر فرهنگ غالب، به معنی هرچه پر بار و  غنی تر کردن آن باشد. انتگراسیون را می توان یک تبادل باز فرهنگی بین خارجیان تازه وارد و آلمانیها دانست که در آن قبل از هر چیز جنبه های مثبت هر فرهنگی حفظ خواهد شد، و جنبه های دیگر در یک پروسه طولانی، خود را تغییر خواهد داد. انتگراسیون و هویت، امری ثابت و جامد و لایتغییر دیده نشده، بلکه به عنوان پدیده ای دائما در حال تغییر و دگرگونی، هر زمان تعریف تازه خود را خواهند داشت". 2

بازیگران عمده در صحنه انتگراسیون
پیش شرط یک انتگراسیون موفق، کسب اطلاعات درست و موثق در مورد جامعه جدید می باشد. زندگی در کشور و جامعه جدید، داشتن اطلاعات در مورد قوانین، فرهنگ، تاریخ، مذهب، زبان و آشنائی با ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن را الزامی می سازد. این اطلاعات به فرد تازه وارد کمک می کند تا نسبت به حقوق و وظایف خود آشنا شده و در کارها و زندگی خود موفق تر باشد. کلید ورود به این دنیا و جامعه جدید نیز زبان کشوری می باشد که فرد تازه وارد به آن وارد شده است.
انتگراسیون یک پروسه است و محقق شدن آن نیز در طول زمان امکان پذیر بوده و موفقیتش نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد. بازیگران و نقش آفرینان انتگراسیون بطور عمده سه دسته هستند:

برای دیدن اندازه بزرگتر گرافیک بر روی آن کلیک کنید   
 


نقش حاکمیت سیاسی
اولین و مهمترین بازیگر در صحنه انتگراسیون حاکمیت سیاسی می باشد. منظور از حاکمیت سیاسی، در اینجا عبارت است از دستگاه قانونگذاری (پارلمان)، قوه اجرائی (دولت) و  قوه قضائیه با تمام ارگانها و نهادهای تحت تابعیت آنها.

در درجه اول این حاکمیت سیاسی است که می تواند با وضع قوانین جدید، چهارچوب های حقوقی لازم را برای شانس برابر مهاجرین ایجاد کرده و زمینه اشتغال، تحصیل، آموزش، یادگیری زبان و از این طریق پیوند خوردن آنها با جامعه را فراهم نماید. هرچقدر قوانین موجود این شانس و مشارکت برابر مهاجرین را در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محدود تر نماید و هرچقدر که مهاجر احساس کند که در برابر نا برابری ها از حمایت قانونی کمتری برخوردار است، به همان میزان نیز میل و رغبت مشارکت او نیز پائین تر آمده و یا میل به خروجش از آلمان و مهاجرت او به کشور های دیگر بیشتر تقویت می شود.

دستگاه اجرائی نیز باید در عمل قوانین موجود را درست اجرا کرده و  با تنظیم لایحه و پیشنهادهای تکمیلی برای برطرف کردن ضعف در قوانین موجود تلاش نماید. دولت و تمام وزارتخانه های تحت امر آن باید در عمل دربها را برای شانس برابر مهاجرین باز بگشایند، نه با رفتار های سختگیرانه، توهین آمیز، تحقیرآمیز و یا رفتار های سلیقه ای و تبعیض آمیز مهاجرین را فراری دهند. آنچه که بسیاری از مهاجرین در زندگی روزمره خود لمس میکنند رفتار هائی کم و بیش از  همین دست می باشد. در قسمت های پیشین این مقاله به مواردی از قوانین نابرابر و سختگیرانه در زمینه کار و تحصیل و اقامت اشاره شد.

قوانین نابرابر و یا سختگیرانه و رفتار های تبعیض آمیز عملا راه پیشرفت مهاجر تازه وارد یا مهاجرتباران نسل دوم و سوم را سدّ می کند. در چنین شرایطی دور از واقعیت است اگر انتظار داشت که مهاجر و مهاجرتبار با میل و علاقه زبان آلمانی یاد بگیرد یا به قوانین کشور احترام بگذارد. بدتر از همه اینها زمانی است که مهاجر بتواند از بسیاری از این سدها و موانع بگذارد، اما با تبعیض در استخدام یا دستمزد نابرابر روبرو شود و هیچ پشتوانه ای هم از سوی دستگاه قضائی در حمایت از خود ندیده و یا در دعاوی حقوقی با رفتارهائی تبعیض آمیز از سوی قضات روبرو شود.

وظیفه حاکمیت سیاسی برای تسهیل انتگراسیون موفق را می توان بدین ترتیب برشمرد:
- ایجاد قوانین لازم و چهارچوب های مناسب و ضروری در زمینه:
اجازه اقامت، اجازه کار، امکان تحصیل و آموزش، مسکن مناسب، امکانات درمانی مناسب و امکان دسترسی به مشاوره های تخصصی در این زمینه ها. در زمینه آموزش باید بطور خاص به شروع یادگیری زبان آلمانی از مقطع پیش دبستانی برای کودکان و تقویت زبان برای دانش آموزانی که در یادگیری زبان آلمانی ضعف دارند تاکید نمود. در زمینه کار و تحصیل نیز باید به تسهیل ارزشیابی مدارک تحصیلی و کار تاکید نمود تا مهاجرین بتوانند در زمینه تخصص خود شانس ورود به بازار کار داشته باشند.

- ایجاد تضمین های لازم و ضروری برای تامین:
شانس برابر و رفع تبعیض در زمینه استخدام، داشتن حق رأی و مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی. در حال حاضر خارجیانی که اجازه اقامت یا اجازه اقامت دائم دارند، امکان شرکت در انتخابات سراسری یا ایالتی را ندارند. تنها در انتخابات محلی است که خارجیان و مهاجرین می توانند برای انتخابات شورای شهر خود را کاندید کرده یا کسی را انتخاب بکنند. اما به دلیل آنکه کمیسیون مرتبط با امور خارجیان و مهاجرین در شورای شهر ها یک نقش مشورتی دارد جدی گرفته نمی شود و به همین دلیل نیز هر ساله میزان شرکت خارجیان در این انتخابات کاهش می یابد.

- ایجاد دوره ها و کلاس های انتگراسیون
این کلاس ها نباید فقط به کلاس زبان آلمانی محدود شود، بلکه آشنائی با قوانین و سیستم اداری آلمان، حق و حقوق و وظایف شهروندی و نیز آشنائی با فرهنگ و جامعه و تاریخ آلمان را هم باید در بر بگیرد.
اگرچه دولت آلمان در سالهای گذشته در این زمینه گام های مثبتی برداشته، اما متاسفانه به دلیل محدود کردن این دوره ها (در اساس) به کلاس زبان و نیز به دلیل کم بودن مجموع ساعت درس و دوره آموزشی، نتیجه آن زیاد رضایت بخش نبوده است. ضمن اینکه باید یادآور شد که گروه بزرگی از مهاجرین، یعنی پناهجویان و رد شدگان پناهندگی موسوم به پناهجویان "دولدونگی"، در اساس از این دوره ها محروم می باشند.

- ایجاد دفتر مشاوره و دفتر رسیدگی به شکایات
برای مواردی که یک مهاجر احساس میکند که مورد تبعیض قرار گرفته است تشکیل دفتری برای پیگیری و رسیدگی به این شکایات لازم و ضروری می باشد. این کار در حال حاضر (در اساس) توسط نهادهای غیر دولتی انجام شده و امکان آن نیز تنها در برخی از شهر های بزرگ موجود می باشد.

- ایجاد و امکان دسترسی به مراکز مشاوره روحی- اجتماعی
همچنین ضروری است که جهت آشنائی مهاجرین تازه وارد با حق و حقوق و وظایف شهروندیشان در همان ابتدا مشاوره اولیه ای به زبان مادری ارائه شده یا حداقل برشور های اطلاعاتی به زبان مادری در اختیار آنان قرار داده شود. مراکز مشاوره روحی- اجتماعی همچنین باید بتوانند با برخورداری از کادرهای تخصصی، با ملیت های مختلف، مهاجرین تازه وارد را در برون رفت از بحران و تنش های روحی- اجتماعی یاری برسانند.

تامین این حداقل ها می تواند شانس برابر مهاجر و مهاجرتباران را برای ورود فعال به زندگی سیاسی- اجتماعی و اقتصادی تامین، زمینه مشارکت آنها را در امور سیاسی-اجتماعی افزایش و به آنها این حس را منتقل کند که خود را جزئی از این جامعه دیده و برای پیشرفت آن تلاش کرده و برای حفظ و رعایت قوانین آن کوشا باشند.

- دفاع از حاکمیت قانون و ارزش های انسانی
وظیفه حاکمیت سیاسی در آلمان است تا در کنار آموزش های لازم به مهاجرین برای جذب سریعتر و راحت تر آنها به جامعه، انها را نسبت به وظایفششان نیز آگاه سازد. یکی از مشخصات حاکمیت و دولت مدرن، حاکمیت قانون می باشد. دولت و نهادهای دولتی و حاکمیت سیاسی باید بدون ابهام این موضوع را روشن کنند که احترام به فرهنگ ها و مذاهب تا آنجا امکان پذیر است که آنها نیز در چهارچوب قانون اساسی آلمان ارزش های انسانی را رعایت کنند. برای مثال نیروهای اسلامی نمی توانند خواهان اجرای شریعت در آلمان شده یا با زنان و دختران خود بر اساس معیارهای شریعت خویش رفتار کرده یا آزادی بیان نویسندگان و کاریکاتوریست ها در قبال پیامبرشان را تحمل نکرده و بخواهند آنرا با خشونت پاسخ دهند. حاکمیت سیاسی المان باید این موضوع را روشن شفاف و روشن مشخص کند که هیچ دین و مذهب و آئینی نمی تواند برای خود خواستار امتیاز ویژه ای باشد، بلکه همه در برابر قانون برابرند.

نقش جامعه
منظور از جامعه، در اینجا جامعه آلمان می باشد. در مباحث امور مهاجرین و خارجیان از آن با عنوان "جامعه میزبان" نیز یاد می شود. در صورتی که جامعه آمادگی پذیرش مهاجرین را نداشته باشد، قوانین وضع شده از سوی حاکمیت سیاسی نیز با مقاومت زیادی از سوی مردم روبرو شده و عملا امکان موفقیت آن بسیار پائین می آید. در این بحث رسانه های همگانی و فرهنگ ساز و  انجمن ها و نهادهای اجتماعی نیز به عنوان بخشی از جامعه دیده می شوند. موارد زیر از مهمترین شرایطی هستند که که رعایت آن از سوی جامعه می تواند به تسهیل انتگراسیون تازه واردین مهاجر یا نسل های بعدی آنها کمک کند:

- پذیرش توأم با احترام در قبال تازه واردین، فرهنگ آنها، مذهب و اعتقادات آنها یا زبان یا رنگ پوستشان. در یک کلام احترام به دیگرگونه بودن آنها و احترام به شأن و حقوق انسانی آنها، آنگونه که هستند.

- باز بودن برای ارتباطات جدید با مردم و فرهنگ های جدید. قدم برداشتن به طرف مهاجرین و خارجیان و برقرار کردن زمینه ارتباط و دوستی.

- پرهیز از پیشداوری و خودداری از تعمیم دادن قضاوت های کلیشه ای
در صورت مواجه با موارد "منفی"، پرهیز از تعمیم دادن آن از یک نفر به کل مهاجرین یا از یک ملیت به تمام افرادی از آن ملیت. مثلا: همه آفریقائی ها با مواد مخدر درگیرند و در کار خرید و فروش آن هستند. یا همه مردان ترک زنهایشان را می زنند. یا همه لهستانی ها در کار ماشین دزدی و خرید و فروش ماشین های قاچاق درگیر هستند. و ...

- عدم انتظار "آسیمیلاتسیون" و حل شدگی فرهنگی از سوی مهاجرین و مهاجرتباران
منظور از آسیمیلاتسیون، ذوب شدن در فرهنگ جدید در نتیجۀ از خود بیگانگی و از دست دادن هویت خویش می باشد. این عمل اگر داوطلبانه باشد، انتخابی است آگاهانه از سوی یک فرد که باید به آن احترام گذاشت. اما اگر انتظاری باشدکه دیگران (حاکمیت سیاسی یا جامعه) از فرد مهاجر طلب میکنند، قابل پذیرش نمی باشد. چنین انتظاری در فرد مهاجر دافعه ایجاد کرده و نه تنها به "انتگراسیون" کمک نمی کند، بلکه این پروسه را با مشکل جدی مواجه می سازد.

نقش مهاجر
نقش و وظیفه مهاجر یا مهاجرتباران برای فراهم کردن شرایط لازم جهت انتگراسیون چیست؟
ابتدا آنکه رعایت سه مورد اول گفته شده در رابطه با جامعه میزبان، یعنی پذیرش توأم با احترام در قبال مردم و فرهنگ و قوانین و مذهب جامعه جدید،
باز بودن برای ارتباطات جدید با مردم و فرهنگ جامعه میزبان و پرهیز از پیشداوری و خودداری از تعمیم دادن قضاوت های کلیشه ای از یک نفر به کل جامعه، برای مهاجرین نیز صادق می باشد. دیگر موارد عبارتند از:

- آمادگی برای یادگیری
همانطور که گفته شد انگراسیون را باید پروسه ای طولانی از رابطه دوجانبه و چند جانبه همه نقش آفرینان آن دید. نقش مهاجر به دلیل آنکه خود انتخاب کرده تا به کشور جدید وارد شود، در مورادی بسیار تعیین کننده می باشد. یادگیری زبان، یادگیری نظم و سیستم جدید اجتماعی از جمله مواردی می باشند که مهاجر باید بطور فعال در جهت آن بکوشد.

- برقرای فعال کنتاکت های اجتماعی
لازمه یادگیری فرهنگ و مناسبات اجتماعی جامعه جدید از یکسو مطالعه و از سوی دیگر ارتباط گیری و برقرای کنتاکت های اجتماعی است. این کنتاکت ها هم برای پیشرفت کارهای روزمره خود مهاجر تازه وارد ضروری است و هم آنکه زمینه شناخت متقابل بین مردم جامعه میزبان و مهاجرین را فراهم می سازد. یک مثال: یکی از ذهنیت های موجود در بین ایرانیان تازه وارد به آلمان این می باشد که "چرا آلمانی ها با ما گرم نمی گیرند؟" و بسیاری در پاسخ به این سوال می گویند "آلمانی ها سرد هستند". ابتدا توجه شود که هم در سوال و هم در پاسخ داده شده، نوعی عمومیت بخشیدن وجود دارد. " آلمانی ها" ...
باید توجه داشت که تفاوت های فرهنگی و تربیتی بسیاری بین ایرانیان و آلمانی ها (یا هر ملیت دیگر) وجود دارد و این موضوع نیز البته امری کاملا طبیعی می باشد. نباید فراموش کرد که این ما هستیم که به این کشور وارد شده ایم. چه از روی میل یا از سر اجبار بالاخره ما الان اینجا هستیم و اینجا زندگی میکنیم. چه به عنوان پناهنده، پناهجو یا مهاجر یا دانشجو و ... بنابر این این ما هستیم که ابتدا باید از لاک خود خارج شده و برای شناخت دنیای جدید پیرامون خود تلاش کنیم. اما این دنیا و جامعه جدید را نباید مثل ایران دید و یا از مردم آلمان، رفتاری مانند مردم ایران را انتظار داشت. "گرم بودن یا سرد بودن" مفاهیمی نسبی هستند که می توان بسته به نوع فرهنگ و تربیت در هر جامعه، تلقی های متفاوتی از آن ارائه داد. بجای آنکه انتظار داشته باشیم که مردم آلمان مثل مردم ایران باشند یا مثل آنها بشوند، باید این مردم و جامعه را آنگونه که هست، پذیرفت و به آن احترام گذاشت. در همین کنتاکت های اجتماعی است که این ذهنیت ها می توانند به تدریج روشن شده و تصحیح شوند.

- تلاش برای استقلال اقتصادی و احترام به قانون
متاسفانه از سوی احزاب راست و محافظه کار در آلمان و رسانه های حامی آنها هر روز این مسئله بیشتر دامن زده می شود که خارجیان و مهاجرین و مهاجرتباران از سیستم تامین اجتماعی سوء استفاده می کنند.

سیستم تامین اجتماعی در آلمان این امکان را برای مهاجرین تازه وارد و بی کاران فراهم می کند تا از حداقل کمک های مالی و اجتماعی برخوردار باشند. اگرچه هیچ آماری در اختیار نیست که چه تعداد از مهاجرین و در این قسمت از بحث، چه تعداد از ایرانیان، از چه نوع کمک های تامین اجتماعی استفاده می کنند، اما برای بسیاری از خوانندگان این مقاله که در آلمان زندگی می کنند روشن است که درصد این افراد کم نمی باشد. متاسفانه باید اعتراف کرد که درصد مهاجرین و مهاجرتبارانی که از انواع کمک های اقتصادی سوء استفاده می کنند هم کم نیست. یک مثال: در بین بسیاری از ایرانیان اداره سوسیال (تامین اجتماعی) در آلمان به "شرکت نفت" معرف است. در گفتگوی بسیاری از ایرانیان با هم شنیده می شود که در این مورد می گویند: "خوب پول نفت خودمونه دیگه"! باید از این افراد پرسید که آنها تا کجا با غارتگران واقعی سرمایه های مردم ایران، یعنی نظام جمهوری اسلامی درگیر بوده و بر علیه اش مبارزه کرده اند؟ و چرا  باید تاوان نالایقی حکومت حاکم در ایران را دولت و مردم آلمان پس بدهند؟ همه ما در اطراف خود افرادی را می شناسیم که بعد از گرفتن قبولی پناهندگی، پناهندگی شان را پس داده و به ایران رفت و آمد دارند. این افراد برای سالها کمک های دولتی استفاده کرده اند، آیا باز پس دادن پناهندگی سوء استفاده از اعتماد دستگاه های دولتی و سوء استفاده مالی از ادارات دولتی آلمان مختلف محسوب نمی شود؟ دسته دیگری از ایرانیان سالها صبر کردند تا تابعیت آلمانی گرفته و بعد بی آنکه مجبور باشند پناهندگیشان را پس بدهند، پاس ایرانی گرفته و به ایران رفت و آمد داشته باشند. در بین هر دو دسته می توان افراد بسیاری را دید که به طرق مختلف در آلمان کمک های دولتی دریافت کرده یا با انجام کار سیاه و یا دستکاری مسائل مالیاتی، پول پس انداز کرده و در ایران به خرید و فروش خانه یا انواع دیگری از تجارت مشغول هستند. آیا این کارها سوء استفاده از قوانین و کمک های دولتی نیست؟

هرچقدر مهاجرین و مهاجرتباران به لحاظ اقتصادی مستقل تر از کمک های دولتی زندگی کنند، این اقدام آنها گام بزرگی در جهت انتگراسیون  آنها به شمار میاید.
احترام به قانون و جلوگیری از سوء استفاده از کمک های دولتی نشانه ای از آن می باشد که مهاجر، دیگر خود را "میهمان" تلقی نکرده، بلکه خود را جزئی از این جامعه دانسته و ضرر و زیانهای وارد به این جامعه را ضرر و زیانی که متوجه خود او و خانوده اش است می بیند. 

نمونه دیگری از عدم پایبندی به قانون در آلمان از سوی مهاجرین و مهاجرتباران مربوط به بخشی از نیروهای اسلامی می باشد که با ایجاد محدودیت های شدید و غیر انسانی بر علیه زنان و دختران، آنها را از حقوق انسانیشان محروم می سازند. برای مثال با شرکت دختران در کلاس های آموزش جنسی در مدارس مخالفت می کنند، یا از شرکت آنها در کلاس شنا و مسافرت های دسته جمعی کلاس درس و مدرسه جلوگیری به عمل میاورند. و یا دختران را در سنین نوجوانی مجبور به ازدواج می کنند. چنین اعمالی با قوانین موجود در آلمان مغایرت داشته و حاصل چنین رفتاری جدا ساختن هر چه بیشتر این کودکان از پیکره جامعه می باشد.

- داشتن برنامه و انگیزه برای پیشبرد زندگی
لازمه موفقیت در جامعه و کشور جدید داشتن هدف برای زندگی می باشد. رسیدن به این هدف با برنامه ریزی است که می تواند تضمینی بالاتر پیدا کند. بعضی وقت ها سختی های موجود در سر راه مهاجر و مهاجرتباران آنقدر زیاد و سنگین است که امید به آینده از دست می رود. اما اگر هدف زندگی مشخص باشد و اگر اراده و انگیزه ای قوی برای رسیدن به آن هدف وجود داشته باشد، بی شک می توان پس از سالها و علیرغم تحمل سختی ها، به آن رسید یا حداقل به بخشی از آن دست یافت. این سختی ها شاید بتوانند برای مدتی مسیر زندگی ما را تغییر دهند، اما اگر هدف مشخص باشد، می توان مجددا به مسیر اصلی بازگشت و به سمت آینده ای موفق حرکت کرد. نمونه های موفق در اطراف ما، چه در بین ایرانیان یا دیگر ملیت ها، کم نمی باشند. یادگیری تجربه موفق آنها می تواند سختی های راه ما را کم تر کند.

تضمین های یک سیاست انتگراسیون موفق کدامند؟
برای آنکه انتگراسیون بتواند به مثابه یک پروسه اجتماعی به خوبی و با موفقیت پیش برود همه نقش آفرینان صحنه در آن سهیم می باشند و هیچ کدام نمی تواند بار را به دوش دیگری بیاندازد. مهمترین تضمین های لازم برای پیشبرد یک سیاست  انتگراسیون موفق عبارتند از:

- "اطلاع رسانی، برنامه ریزی و فرهنگ سازی": آگاه کردن تمام آکتورها و بازیگران صحنه نسبت به وظایف و مسئولیت هایشان، تنظیم یک برنامه دراز مدت و کنترل مداوم پیشرفت آن بطور خاص جزء مسئولیت های دولت و حاکمیت سیاسی می باشد. این طرح و برنامه ریزی می تواند در هر زمان خود را بر روی نکات مشخصی متمرکز سازد، اما روندی است تعطیل ناپذیر.

- "حس تعلق" : زمانی که مهاجر حس کند که به این جامعه "تعلق"دارد و کشور جدید را خانه خود بداند و زمانی که جامعه و حاکمیت سیاسی نیز این مهاجر و مهاجر تبار را از خود و متعلق به خود ببینند، مناسبات بین آنها طور دیگری تنظیم شده و همکاری جای بدبینی و اتهام و پیشداوری های منفی را خواهد گرفت. آن زمان بسیاری از درب های بسته طور دیگری باز می شوند و همه خود را برای پیشرفت و موفقیت های کشور و جامعه مسئول خواهند دید. ایجاد این حس تعلق در اساس بر دوش خود مهاجر است که لازمه آن نیز خواست فرد مهاجر و داشتن حس اعتماد به نفس از سوی وی می باشد.

- "احساس مسئولیت" : هر سه بازیگر صحنه باید نقشی فعال برای خود قائل بوده و از نقش تماشاچی خارج شده و بطور فعال برای پیشرفت پروسه انتگراسیون مسئولیت به عهده بگیرند و از انداختن "تقصیر"  به گردن دیگران پرهیز کنند.

- "شانس برابر برای همه" : این کار در اساس وظیفه حاکمیت سیاسی و سپس کارفرمایان و صاحبان قدرت اقتصادی است که با ایجاد شانس برابر، پیوند خوردن مهاجرین و مهاجرتباران را به پیکره جامعه فراهم سازند.

- "تقدم قانون و ارزش های انسانی و حقوق بشر بر هر مذهب و شریعت و فرهنگ و سنت": رعایت این موضوع نیز به عهده همه طرفین درگیر در امر انتگراسیون می باشد. هیچ نیروی مذهبی و یا هیچ فردی نباید خواهان امتیاز ویژه برای خود باشد. دولت و جامعه نیز نباید بر بی قانونی هایی که به نام فرهنگ و سنت و مذهب (بویژه از سوی جریان های اسلامی) در جامعه آلمان انجام می گیرد چشم فرو بسته یا بی تفاوت باشند. قانون بالاتر از هر شریعت و مذهبی قرار داشته و در موارد بحث برانگیز، این قانون است که باید حرف آخر را زده و همه طرفین نیز باید به آن احترام گذاشته و به آن ملزم باشند.

حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور پناهندگی و مهاجرین

ادامه دارد



زیرنویس ها
 
1- Duden, Das Fremdewörterbuch3. Auflage1974, ISBN 3- 411 -00915-2    

 2- Fachlexikon der sozialen Arbeit, 4. Auflage 1997, ISBN 3- 17-005782-6



 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2019