- سه شنبه 21 آبان 1398

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 
نگاهی به بحث انتگراسیون و کنترل مهاجرت در آلمان (3) چاپ ارسال به دوست
09 آبان 1389
Schülerinnen und Schüler auf dem Schulhof; Rechte: WDR/ARD/Lona*media
wdr
قسمت سوم
جُرم و بزه کاری در بین مهاجرین و مهاجرتباران
یکی از موضوعاتی که سالهاست در جامعه آلمان در مورد آن صحبت می شود شدت و گستردگی جرم و بزه کاری در بین مهاجرین و مهاجرتباران، بویژه از سوی نوجوانان و جوانان می باشد. رونالد کوخ از حزب دمکرات مسیحی در ایالت هسن در اواخر سال 2007 و اوائل سال 2008 ، همزمان با کاندید کردن خود برای مقام نخست وزیری در این ایالت، به برجسته کردن حمله دو نوجوان مهاجرتبار در یک ایستگاه مترو شهر مونیخ به یک پیرمرد بازنشسته، که او را تاحد مرگ پایکوب کرده بودند، پرداخت و آنرا دستمایه تبلیغات انتخاباتی اش ساخت. پس از این واقعه این گفته او تیتر روزنامه ها شد که: "تعداد جوانان خلافکار خارجی خیلی زیاد است".

از سوی منتقدان و مخالفان کوخ، این گفته او غیر دقیق و غیرکارشناسانه تلقی شده و گفته شد که او با عمومیت دادن عمدی این مسئله به همه "خارجیان" عملا مواضع ضد خارجی خود را آشکار کرده و قصد دارد تا با جو سازی، برای خود رأی بیشتر جلب کند.

"قتل های ناموسی" متعددی که طی سالهای اخیر در آلمان اتفاق افتاده است نیز یکی دیگر از موضوعاتی است که سیاستمداران و  رسانه های مختلف در مورد آن واکنش گسترده ای نشان داده و اغلب در کنار تشریح جزئیات واقعه، در مصاحبه ها یا تحلیل هائی که ارائه میدهند، وحشیگری های ضد زن از سوی متعصبین مسلمان را به همه مهاجرتباران کشورهای اسلامی تعمیم داده و یک جو ترس و شک و بدبینی نسبت آنها را دامن می زنند.

در بررسی واقعیت تلخ موجود و گستردگی خشونت در بین مهاجرتباران در آلمان، چند نکته اهمیت دارد:
- اول: واقعیت را آنگونه که هست باید بیان کرد، نباید از مسئله ای تابو ساخت و جلوی مطرح کردنش را گرفت. همچنین نباید از مطرح کردن مشکلات و معضلات خارجیان یا مهاجرتباران طفره رفت.
- دوم: از بزرگنمائی موضوع باید پرهیز نمود.

- سوم: از عمومیت دادن خلافکاریهای یک درصد محدود از مهاجرتباران به بقیه مهاجرین یا مهاجرتباران از کشورهای اسلامی باید خودداری کرد.

- چهارم: از دستاویز قرار دادن آگاهانه و عامدانه و هدفمند این موضوع برای اهداف سیاسی باید پرهیز کرد.

- پنجم: در بررسی چرائی مشکلات، باید به شناخت زمینه های مشکل پرداخت و با ریشه ها و دلائل شکل گیری خشونت برخورد کارشناسانه نمود.

اما متاسفانه به جای رعایت موارد فوق آنچه که بطور گسترده از سوی احزاب راست و محافظه کار و برخی رسانه های سراسری در آلمان هر روز بیشتر و بیشتر به آن دامن زده می شود، خارجی هراسی با روش های پوپولیستی و عوامفریبانه می باشد.


ابعاد خشونت در بین مهاجرتباران

در سال 2007 میزان جرم و بزه کاری در بین کُل آلمانی ها 0.7% بوده است.

این رقم برای نوجوانان آلمانی 14 تا 18 ساله 1.3% و برای هم سن و سالان مهاجرتبار آنها 3% گزارش شده است. در این سال برای جوانان 18 تا 21 ساله کل جامعه میزان جرم و بزه کاری 1.2%  و برای جوانان مهاجرتبار 2.4% اعلام شده است. برای جوانان 21 تا 25 ساله کل جامعه نیز میزان جرم و بزه کاری  0.8%  و برای جوانان مهاجر یا مهاجرتبار این رقم 1.3% خارجی بوده است.1
 

رفتارهای مجرمانه صرفنظر از مسئله ملیت یا تابعیت افراد، با چند مشخصه شناخته می شود: جنسیت اغلب مجرمین یا مظنونین به ارتکاب جرم مذکر است، سن مرتکبین به جرم اکثرا جوان و نوجوان می باشد، سطح تحصیلاتشان پائین و اکثرا در شهرهای بزرگ زندگی میکنند. با این مشخصه ها ریسک در غلتیدن یک خارجی یا مهاجرتبار به دایره جرائم نسبت به آلمانی ها بیشتر است، زیرا جمعیت مهاجرین از آلمانیها جوان تر، اغلب آنها در شهرهای بزرگ زندگی میکنند، درصد مردان در آنان بیش از زنان است و درصد بیکاری نیز در آنها بطور روشنی بالاتر از آلمانی ها می باشد. 2

هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان تاکید میکند: اگرچه آمارهای ثبت شده نشان دهنده درصد بالاتر جرم و بزه کاری در بین جوانان و نوجوانان مهاجرتبار نسبت به هم سن و سالهای آلمانی شان می باشد، با این وجود آمارهای ثبت شده از سوی پلیس نشان میدهد که میزان شکایت ها برعلیه خارجیان و مهاجرتباران روند معکوس داشته است و از 33.6% در سال 1999 به 21.3% در سال 2009 کاهش پیدا کرده است. بررسی های مختلفی نشان میدهد که مهاجرین و مهاجرتباران به دلیل ظاهرشان بیش از آلمانی ها کنترل شده یا برعلیه شان شکایت می شود. به نحوی که شکایت های ثبت شده بر علیه خارجیان 18% بیش از موارد مربوط به  آلمانی ها می باشد.3


دلایل بالا بودن میزان جرم و بزه کاری در بین جوانان و نوجوانان مهاجر و مهاجرتبار  چه می باشد؟
 در این مورد در هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان چند عامل عنوان می شود:
یکی بی توجهی اجتماعی به این جوانان، با تاکید بر عدم رسیدگی هائی که به موقعیت طبقاتی و اجتماعی پدر و مادران آنها و سطح تحصیلاتشان ارتباط دارد،
دلیل دیگر را می توان  وجود فرهنگ، ارزش ها و تمایلات متفاوت بویژه در ارتباط با ارزش های مردسالارانه، دیدگاه های متعصبانه، افراطی، تبعیض آمیز و خشونت آمیز این جوانان در مورد  رابطه زن و مرد و کنترل زنان و دختران عنوان کرد. همچنین باید نقش محیط تربیتی در این زمینه را یادآور شد. زیرا میزان خشونت در خانواده و محله هائی که این نوجوانان و جوانان در آن بزرگ شده اند بالا بوده و این رفتارها، نقش آموزنده و الگوئی برای این نوجوانان و جوانان داشته است. در همین زمینه در صفحه 429 و 430  هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان آمده است: با همه این احوال، جرم شناسان بر این نظرند که در یک مقایسه بین جوانان مهاجرتبار با جوانان آلمانی ای که در وضعیت اجتماعی- طبقاتی، تحصیلی مشابه بسر می برند، و بویژه آنجا که نُرم ها و ارزشهای این دو گروه با هم همخوانی داشته باشد، نمیتوان تفاوت زیادی را به لحاظ میزان جرم و بزه کاری قائل شد.

واقعیت ها را ببینیم، هر چقدر تلخ و دردناک باشند!
ویدئوی شماره 1 نمونه ای می باشد از میزان گستردگی و عمق خشونت در بین جوانان و نوجوانان مهاجر و مهاجر تبار در آلمان. واقعیتی تلخ و شوکه آور که نباید آنرا یک مورد استثنائی دید، بلکه تنها نوک کوه یخ را نشان میدهد. 

Ausländische Gangs regieren in Berlin


برای آنانکه می خواهند در این مملکت در رفاه و امنیت زندگی کنند(چه آلمانی یا مهاجر و مهاجرتبار) و برای آنانی که به آینده خود و خانواده شان می اندیشند، دیدن این صحنه ها تنها موجب تاسف است. اما این بچه ها، بچه های چه کسانی هستند، مسئول "اینگونه شدن" آنها چه کسانی می باشند؟ آیا می شد از "اینگونه شدن" این نوجوانان پیشگیری نمود؟

***
ویدئوی شماره 2 مربوط به شدت گیری خشونت در برخی از مدارس آلمان است. از خشونت های کلامی و بدنی گرفته تا فیلم گرفتن از این کتک کاری ها و قرار دادن آن در اینترنت. از دست انداختن و کتک زدن دانش آموزان آلمانی به خاطر آلمانی بودنش گرفته تا کتک زدن معلمین. و...

به گفته یکی از دانش آموزان در دقیقه 4 به بعد در فیلم زیر توجه کنید. او برای خودش آینده ای در مدرسه رفتن نمی بیند چرا که فکر می کند با درس خواندن به جائی نمی رسد و بجای آن دزدی را در برنامه روزانه خودش قرار داده است. آیا این وضعیت چیزی است که پدر و مادری برای بچه اش خواهان آن باشد؟ این بچه ها را باید "مجرم" دید یا قربانی بی توجهی والدینشان از یک سو و قربانی سیاست های احزاب و دولت های حاکم در  زمان حال و دهه های گذشته؟ با این وضع آینده این نوجوانان چه خواهد شد؟ آینده آلمان و این کشور چه خواهد شد؟


Gewalt an deutschen Schulen - Der tägliche Multikulti-Wahnsinn

                                                                    http://www.youtube.com/watch?v=79z5Uugkoo8
 

آنچه که از سال 2010 به بحث خشونت در برخی از مدارس آلمان بُعد تازه ای داده است، تاکید بر جنبه "آلمانی ستیزی" و حمله و توهین دانش آموزان مهاجرتبار، بویژه دانش آموزان ترک تبار و عرب تبار در برخی مدارس آلمان بر علیه دانش آموزان آلمانی می باشد. در برخی از این مدارس، دانش آموزان آلمانی در اقلیت قرار دارند. آنها پیوسته از سوی دانش آموزان دیگر مورد توهین و دشنام قرار می گیرند. برخی از دانش آموزان و معلمین در مقابل این وضعیت احساس ترس، ناتوانی و بی پناهی می کنند. شدت گیری این وضعیت بهترین زمینه را برای احزاب دست راستی در آلمان ایجاد کرده تا خواهان توقف مهاجرت ترک ها و عرب ها به آلمان شوند. در ادامه این وضعیت کار به آنجا کشید که "کریستینا شروودر" ، وزیر خانواده دولت آلمان از حزب دمکرات مسیحی، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: "آنچه در مدارس آلمان در جریان است، آلمانی ستیزی از سوی دانش آموزان مهاجرتبار بر علیه دانش آموزان و معلمین آلمانی است و باید گفت که این کار هم خودش نوعی از راسیسم است."  اگرچه بسیاری از شبکه های تلویزیونی فقط این جمله دستچین شده خانم وزیر را پخش کردند، اما یکی از برنامه های تلویزیون کانال دو آلمان نسخه سانسور نشده این گفتگو را پخش کرد که نشان می داد این خانم وزیر حتی از تعریف واژه هایی که خودش استفاده کرده ناتوان است و از همسرش که در کنارش قرار دارد، اما در تصویر دیده نمی شود، توصیه دریافت میکند که بجای این لغت از آن لغت استفاده کن و ...
ویدئوی شماره 3

Deutschenfeindlichkeit im Morgenmagazin



اما براستی چه کسانی به بچه های دانش آموز مهاجرتبار تنفر نسبت به آلمانی ها را یاد میدهند و چرا؟ آیا قبل از آنکه خود این بچه ها مورد هجوم قرار بگیرند، نباید مشخص کرد که زمینه های رفتار آنها از کجا سرچشمه می گیرد؟ سناریوی قرار دادن "آلمانی" در مقابل "خارجی" و مسیحی در مقابل "مسلمان" ریشه در کدام منافع سیاسی دارد؟ چرا در مورد این ریشه ها در آن برنامه های تلویزیونی ای که میلیونها بیننده دارند رپرتاژی پخش نمی شود؟ دامن زدن به این ترس، جامعه را به کجا می رساند؟

ویدئوی شماره 4
Stern TV: Deutschenfeindlichkeit - vom 20.10.2010


*** 
ویدئوی شماره 5 نمونه دیگری از دو قطبی شدن رابطه بین دانش آموزان مهاجرتبار و آلمانی در یکی از مدارس آلمان می باشد. در این فیلم میتوان در بحثی که دانش آموزان با یکدیگر انجام می دهند، بخوبی دید که تا کجا این دانش آموزان از همدیگر بیگانه و تا کجا درک آنها از همدیگر تاثیر پذیرفته از پیشداوری ها می باشد. پیشداوری هائی که نمی تواند ساخته و پرداخته ذهن و فانتزی خود این کودکان و نوجوانان دانش آموز باشد، بلکه باید در  چرائی "اینگونه شدن" این نوجوانان بیش از هر کس، نقش خانواده و رسانه ها و سیاستمداران را مورد پرسش قرار داد.
در هفته های اخیر گفته های یکی از دانش آموزان کرد عراقی که در این فیلم حرف می زند بارها در میزگرد های تلویزیونی پخش شده است. موضوع در مورد رابطه جنسی دختران قبل از ازدواج است. این دانش آموز می گوید: "اگه دختری قبل از ازدواج با پسری سکس داشته باشه، این برخلاف "ناموس" خانوادگی ماست و باعث ننگه. در این حالت این دختر رو مجبورش می کنیم که با اون پسر ازدواج کنه و اگر قبول نکنه سرش رو از گردنش جدا میکنیم." بسیاری از سیاستمداران یا رسانه های پوپولیستی با تاکید بر این قسمت از سخنان این نوجوان کرد عراقی تاکید می کنند که خشونت، امری ذاتی در خانواده های مسلمان می باشد. آنان اصلا فراموش می کنند، یا نمی خواهند توجه داشته باشند، که چرا باید در آلمان زمینه هائی فراهم  شده باشد تا یک ایدئولوژی، مذهب یا فرهنگ عقب افتاده بتواند بچه ها و نوجوانان را در اینجا قاتل و جنایتکار بار بیاورد. رفتار و طرز فکر این نوجوانان بازتاب آن فرهنگی است که از آن تغدیه می شوند  و  ربطی به "ذات" و یا  "ملیت" آنها ندارد. سخنان این نوجوان و واکنش ها نسبت به آن نشان می دهد که  قبل از آنکه این سخنان زنگ خطری تلقی شود که جامعه و سیاستمداران تا کجا این جوانان را به حال خود رها کرده اند، از آن به عنوان فاکت و سندی برای اخراج این نوجوانان و خانواده هایشان استفاده می کنند.

Kampf im Klassenzimmer - Schüler in der Minderheit 3v5

***
ملیت
یا قشر و طبقه اجتماعی؛ علت را باید در کجا جستجو کرد؟
زمانی می توان برای یک مشکل اجتماعی راه حلی جستجو کرد که بتوان فراتر از اهداف یا دیدگاه های ایدئولوژیک و حزبی، از مشکل موجود در جامعه شناختی واقعی و بیطرفانه و علمی ارائه نمود. در مورد مشکلات و پدیده های اجتماعی، بدون در نظر گرفتن عوامل محیطی، تربیتی، اقتصادی و سیاسی و بدون در نظر گرفتن میزان تاثیرگذاری هرکدام از این عوامل بر فرد و نیز بدون شناخت مکانیزم های تاثیر گذاری آنها بر فرد و جامعه نمی توان به یک شناخت واقعی و همه جانبه از آن پدیده دست یافت. برخی از سیاستمداران خیلی علاقه دارند و مصر هستند تا خشونت در انسانها و بویژه جوانان و نوجوانان را به ملیت و مذهب آنها برگردانند. در اینکه فرهنگ و خانواده و سنتها و مذهب حاکم در یک خانواده یکی از فاکتور های تاثیر گذار بر شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان می باشند حرفی نیست، اما آیا این عوامل تعیین کننده تر هستند یا تعلق خانواده به یک قشر و طبقه اجتماعی؟ نقش و مسئولیت سیاستگذاران در خشک کردن بسترهای جرم زا چه می باشد؟

برای پاسخ به این سوال نگاهی می اندازیم به سرنوشت کودکان، نوجوانان و جوانان مهاجرتبار در آلمان از زمان ورود به مدرسه تا پایان تحصیل و تا ورود به بازار کار، تا ببینیم که آینده آنها چگونه رقم زده شده و سمت و جهت گرفته و چه عواملی بر راندمان تحصیلی و آینده شغلی آنها تاثیرگذار می باشند.

بیشتر بچه های مهاجرتبار در آلمان بعد از پایان دوره ابتدائی، به مدرسه "هاوپت شوله" رفته و درصد کمی از آنها هستند که امکان ورود به دبیرستان را پیدا میکنند. "هاوپت شوله" در سیستم آموزش متوسطه آلمان یکی از انواع مدارس متوسطه می باشد که پائین ترین سطح آموزش را دارا می باشد و بچه هائی که به این مدرسه وارد می شوند اغلب بعد از پایان کلاس دهم جذب دوره های فنی-حرفه ای شده تا در سطح کارگر ساده یا نیمه ماهر آموزش بگیرند. امکان ارتقاء از مدارس "هاوپت شوله"به مدارس دیگر نظیر دبیرستان و از آن طریق شانس ادامه تحصیل و ورود به دانشگاه بسیار سخت می باشد. تعیین اینکه یک دانش آموز بعد از پایان دوره ابتدائی به کدام یک از انواع مدارس متوسطه برود، در اساس با معلم مدرسه بوده و این مسئله نیز بر اساس راندمان درسی دانش آموز تعیین می شود. یک دلیل اینکه بسیاری از بچه های خانواده های مهاجر و مهاجرتبار بعد از پایان دوره ابتدائی به "هاوپت شوله" می روند،ضعف زبان آلمانی آنها می باشد. این در حالی است که در صحبت های عامیانه از این بچه ها به عنوان بچه های "خنگ و کودن" و عقب افتاده نام برده میشود. حال آنکه متوسط ضریب هوشی اغلب این بچه ها مشکلی نداشته و فقط به خاطر مشکل با زبان آلمانی است که راندمان درسی آنها اُفت داشته است. در همین زمینه در صفحه 4 مختصر هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010 تاکید شده است که: با راه یافتن این بچه ها به "هاوپت شوله"، از همان اول آینده آنها بر اساس اینکه از چه قشر و طبقه اجتماعی می آیند رقم خورده و سمت و سو می گیرد.4

شانس این نوجوانان با پایان "هاوپت شوله" برای ورود به بازار کار چقدر می باشد؟

بعد از پایان دوره متوسطه از هر سه نوجوان مهاجرتبار دو نفر می توانند بعد از 17 ماه یک فرصت کارآموزی فنی-حرفه ای پیدا کنند. این زمان برای نوجوانان غیرمهاجرتبار سه ماه می باشد. در پایان سال 2008 ، 32.2% نوجوانان مهاجرتبار جذب فرصت های آموزش فنی-حرفه ای شده بودند. این میزان برای نوجوانان آلمانی 68.2% بوده است.5

جمعیت دانش آموزان مهاجرتبار در مدارس آلمان
اکنون سالهاست که در شهرهای بزرگی چون برلین و مونیخ یا فرانکفورت، و یا حتی در شهرهای متوسطی چون ماین، ویسبادن و لودویگزهافن 50% دانش آموزان مدارس را کودکان خانواده های مهاجرتبار تشکیل میدهند. این رقم در برخی مدارس در برخی مناطق این شهرها حتی به 75% می رسد6

در سال تحصیلی 2008-2009 ، 8.9% از دانش آموزان تابعیت خارجی داشته اند. 40% از مجموع این 800.000 دانش آموز را دانش آموزان ترک تشکیل میدادند، 7% آنها از کشورهای یوگسلاوی سابق و 20.5% کودکانی از کشورهای اتحادیه اروپا، بویژه یونان، ایتالیا، پرتقال و اسپانیا می باشند. 7

مطابق نتیجه تحقیقات انجام شده ای که هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان به آن اشاره دارد، راندمان پائین تحصیلی کودکان، به مهاجرتبار بودن آنها ربطی نداشته، بلکه تعلق آنها به قشر و طبقه اجتماعی مشخص است که نقش تعیین کننده دارد.
بر این اساس بی عدالتی اجتماعی و محرومیت عده ای از مردم از برخی از امکانات، عامل اصلی عقب افتادگی درسی کودکان آنها معرفی می شود. و از آنجا که درصد بالائی از خانواده های مهاجر و مهاجرتبار به دلایل مختلف، از جمله بی کاری به قشر فقیر جامعه آلمان تعلق دارند، عقب افتادگی درسی کودکان آنها هم بیشتر جلب نظر میکند.8


 
شرایط اقتصادی ای که دانش آموزان مهاجرتبار در آن زندگی میکنند
تقریبا یک سوم نوجوانان زیر 18 سال در شرایطی زندگی میکنند که به آن "موقعیت اجتماعی پُر ریسک" گفته می شود. شرایطی که درآمد پائین و یا ناچیز و سطح تحصیلات و آموزش پائین مشخصه آن می باشد. از مجموع جمعیت 13.6 میلیونی کودکان و نوجوانان زیر 18 سال در آلمان در سال 2008، 29% آن یعنی جمعیتی برابر 13.6 میلیون کودک و نوجوان به گروه اجتماعی "پر ریسک" تعلق داشته اند. این میزان برای خانواده های مهاجرتبار 42% می باشد. وضعیت این کودکان و نوجوانان در اساس ریشه در بیکاری، سطح پائین تحصیل و عدم موفقیت والدینشان در جامعه دارد.9

وضعیت اقتصادی و اجتماعی مهاجرتباران نسبت به بقیه جامعه در مجموع بسیارخراب تر و تهدید فقر در آن بالاتراست.
دلیل پائین بودن سطح درآمد مهاجرتباران آن است که اغلب در مشاغلی با دستمزد پائین تر به کار گرفته می شوند و پیوسته در معرض بیکاری قرار دارند. میزان بیکاران مهاجرتبار که برای مدت طولانی بی کار هستند نیز بالاتر از متوسط بقیه جامعه است. دلایل این وضعیت نیز متفاوت است. از یکطرف پائین بودن سطح تحصیلات و تخصص، و ضعف در زبان آلمانی که مانع از ارتقاء شغلی می شود. از طرف دیگر مدارک تحصیلی مهاجرتباران از کشورشان مورد تائید ارزشیابی و تائید قرار نمی گیرد. از همین رو مهاجرتباران در حوزه هائی به کار مشغول میشوندکه ریسک بیکاری درآن بالا است، مشاغلی در امور ساختمانی یا رستوران ها و اغذیه فروشی ها . سر انجام باید به این موارد تبعیض را به عنوان یک دلیل ذکر کرد.10
در سال 2008 درآمد سرانه خالص 13% متوسط جامعه 900 یورو در ماه بوده است. در حالی که 18% مهاجرتباران در این سطح درآمد داشته اند. درحالی که بطور متوسط  30% از کل جامعه درآمدی بالای 2.600 یورو در ماه داشته است، 22.5% مهاجرتباران از چنین درآمدی برخوردار بوده اند. 13% ازخانوارهای مهاجرتبار که اکثرا پراولاد هم هستند با درآمد تنها یک نفر اداره می شده استاین رقم برای کل جامعه 24% می باشد. با چنین محاسبه ای 33% خانوارهای مهاجرتبار باید با درآمدی کمتر از 1000 یورو در ماه زندگی خود را سر کنند، درحالی که برای بقیه جامعه این رقم 22% می باشد.11
برای باز هم روشن تر کردن شدت این وضعیت باید اضافه کرد که در حالی که 14.6% از کل جامعه در فقر بسر میبرند، این رقم برای مهاجرتباران 26.3% می باشد. 12

شرایط سکونتی مهاجرین و مهاجرتباران 
تحقیقات مختلفی نشان میدهد که در شهرهای بزرگ آلمان خانواده های مهاجر اکثرا در مناطق خاصی سکونت می کنند، چرا که به دلیل بالا بودن تعداد افراد یک خانوار، آنها نیاز به خانه های بزرگ دارند. بطور معمول هزینه اجاره اینگونه خانه ها بسیار گران است، در نتیجه به مرور زمان در عمل اینطور شده که مشتری خانه های بزرگ در محله های مشخصی در این شهرها مهاجرین می باشند. از طرف دیگر ساختار خانواده و روابط فامیلی در بین مهاجرین، بویژه از کشورهای غیر اروپائی، معمولا به گونه ای است که آنها روابط نزدیک و تنگاتنگی با هم داشته و ترجیح میدهند که نزدیک به هم و در یک محله زندگی کنند. از طرف دیگر نباید از نظر دور داشت که این مناطق معمولا جزء مناطقی محسوب می شوند که در آنجا کارخانه و انبار و کارگاه های بزرگ وجود دارد و از حدود پنجاه سال قبل و با آغاز ورود اولین "کارگران میهمان" این کرگران در آنجا اسکان داده شدند تا کمی از مناطق مرکزی شهر دورتر باشند. اما به مرور زمان این مناطق، که زمانی حاشیه شهر محسوب می شدند، اکنون به قسمتی از شهر تبدیل شده اند. به عبارت دیگر آنچه امروز "گتو" یا محله های بسته خارجیان نامیده می شود، از یک طرف ریشه در سیاست های غلط دولت های گذشته در زمینه اسکان دهی مهاجرین دارد و از طرف دیگر معلول فقر خانوادگی و درآمد پائین مهاجرین می باشد.

گزارشگر امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان در گزارش خود در صفحه 263 و 264  همچنین به مسئله تبعیض در اجاره کردن خانه از سوی شرکت های مسکن اشاره کرده و مثال میاورد که در یک نمونه تحقیقی انجام شده در سال 2008 در شهر دورتموند ابتدا افرادی با نام خانوادگی ترکی که خارجی بودن آنها را مشخص میکرد برای اجاره کردن خانه تماس می گرفتند، سپس افرادی با  نام آلمانی به همان شرکت ها تماس می گرفتند، نتیجه آنکه بطور آشکار 9% از جواب های رد ِداده شده به خارجیان ناشی از تبعیض نسبت به آنها بوده است.13

وضعیت تندرستی روحی- روانی خانواده های مهاجرتبار
یکی از مشکلات شایع در بین مهاجرین و مهاجرتباران ناراحتی های روحی- اجتماعی ای در بین آنها می باشد که ناشی از دوری از خانواده، و تحت تعقیب بودن به دلایل سیاسی در کشورشان می باشد.14

کودکان در خانود های مهاجرتبار بطور خاص در شرایط سختی بزرگ می شوند. فشارهائی روحی- اجتماعی که والدین کودکان زیر آن قرار دارند، به کودکان نیز منتقل می شود. علاوه بر آن به دلیل فقر یا کمبود درآمد باید مسئله تغذیه ناسالم را هم اضافه نمود. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که میزان بیماریهای کهنه شده و قدیمی در بین مهاجرین از 40 سال به بالا، خودش را زیاد نشان میدهد و علت آن را هم باید در فقر و درآمد پائین، تغذیه ناسالم، بیکاری و سطح پائین تحصیلات جتسجو کرد. 
 
کودکانی که دراین شرایط در خانواده های مهاجرتبار بزرگ شده و به نوجوانی پا میگذارند با انبوهی فشار مواجه هستند که انطباق آنها را با محیط و شرایط اجتماعی بسیار سخت و دشوار می کند. این ناسازگاری ابتدا در خانواده و با پدر و مادر شروع شده و در مدرسه و محله خود را به صورت های مختلف نشان میدهد.15
 
آینده شغلی دانش آموزان مهاجرتبار
حال باید دید که با وجود فقر و ناامیدی و بسیاری مشکلات دیگر که فوقا به آن اشاره شد چه آینده شغلی در انتظار کودکان و نوجوانان خانواده های مهاجرتبار قرار دارد.

بعد از پایان دروه تحصیلات ورود به بازار کار موقعیتی است که با آن موفقیت آینده جوانان رقم زده می شود. اما دسترسی به دوره های آموزش فنی-حرفه ای با مشکلاتی همراه است. از چهار جوان مهاجرتبار تنها یکنفر است که بدون مشکل امکان دسترسی به این دوره ها را پیدا میکند. بعد از پایان دوره تحصیلات متوسطه از هر دو جون آلمانی یکی موفق میشود که بعد از سه ماه یک محل و فرصت آموزش فنی- حرفه ای برای خود پیدا کند، این زمان برای جوانان مهاجرتبار 17 ماه  می باشد.
بعد از پایان این دوره های آموزشی نیز 22% جوانان مهاجرتبار بی کارمی مانند که در مقایسه با جوانان آلمانی رقمی بسیار بالاتر را تشکیل میدهد. در فاصله زمانی 2.5 سال پس پایان دوره های آموزش فنی-حرفه ای 60% از جواان مهاجرتبار موفق به پیدا کردن یک کار می شوند، در مورد جوانان آلمانی این میزان 77% میباشد. دلیل این وضعیت را میتوان پائین بودن سطح تخصص این جوانان از یک طرف و پیشداورهای موجود در مورد در مورد آنان دانست. اما در مواردی که جوانان مهاجرتبار از صلاحیت های یکسان برخوردارند، باز 20% کمتر از جوانان آلمانی شانس دسترسی به کار دارند. گزارشگر ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان در این قسمت نتیجه می گیرد، چنین وضعیتی را نمی توان ناشی از تفاوت صلاحیت ها دانست، بلکه این نشانه آشکاری از تبعیض می باشد.16

نتیجه این سیاست های تبعیض آمیز این است که بسیاری از جوانان مهاجرتبار از آنجا که در ادامه تحصیل یا دیدن دروه های آموزشی شانسی برای آینده خود نمی بینند، درس را رها کرده و به دنبال کارهائی میگردند که بتواند از آن طریق به پول و درآمد برسند. در حالی که در سال 2008،  10.8% جوانان 25 تا 34 ساله آلمانی فاقد هرگونه مدرک تخصصی یا پایان نامه کاری بوده اند، این رقم برای جوانان مهاجرتبار 37.3% و برای جوانانی که پاس آلمانی نداشته اند 46.9% بوده است.17

تعجبی ندارد وقتی که بسیاری دانش آموزان مهاجرتبار در سنین نوجوانی برای خود آینده ای روشن به لحاظ کاری نبینند، بجای درس خواندن به کار(!) فکر کنند. نتیجه آنکه میزان ترک تحصیل دانش آموزن خانواده های مهاجرتبار که مدرسه را بدون اتمام دوره تحصیلی نیمه کاره رها میکنند، دو برابر دانش آموزان آلمانی می باشد.18

میزان تحصیل والدین چه نقشی بازی میکند؟
یک تحقیق به عمل آمده در مورد والدین تحصیل کرده مهاجرتبار از کشور های شوروی سابق و ترکیه نشان میدهد که هرچقدر سطح تحصیل پدر و مادر بالاتر باشد، هم انتظار آنها برای آنکه بچه هایشان مدارج بالاتر تحصیلی را طی کنند بیشتر است و هم اینکه میتوانند به پشتوانه تحصیل خود، بچه هایشان را در یادگیری بهتر و بیشتر کمک کنند.19

در مورد خانواده های ترک تبار واقعیتی که که به ندرت به آن اشاره می شود این است که نسل اول کارگران ترک که در آغاز دهه 60 به آلمان آمدند اکثرا از روستاهای دور افتاده و شهر های کوچک بودند. این افراد اغلب سواد خواندن و نوشتن به زبان مادری خودشان را هم نداشتند. برای اقتصاد و سیاسمداران آن زمان آلمان نیروی کار و قدرت بدنی این کارگران بود که ارزش داشت. آنها را "کارگر میمهان" می نامیدند و فکر میکردند که قرار است مدتی بعد برگردند. اما به دلیل نیروی کار ارزانشان و بخاطر قدرت بدنی بالایشان در انجام کارهای سخت و طاقت فرسا، در آلمان پس از جنگ ماندگار شدند و به تدریج خانوادهایشان را نیز به آلمان آوردند، بی آنکه در زمینه یادگیری زبان آلمانی و انتگراسیون در جامعه کمک های سیستماتیکی از دولت دریافت کنند.

آمار و نتیجه گیری های هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010، خود به روشنی نشان می دهد که بین پائین بودن راندمان تحصیلی دانش آموزان مهاجرتبار با وضعیت اقتصادی خانواده و سطح تحصیلات والدین و مشکلات روحی- اجتماعی آنها یک رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین واضح و روش است که صرف نظر از اینکه این کودکان و نوجوانان از خانواده ای مهاجرتبار باشند یا آلمانی، اگر در چنان شرایط سختی که در بالا تشریح شد بزرگ شوند، سوق داده شدن آنها به بزه کاری و امور جنائی نیز افزایش می یابد. 

اکنون سوال این است که چرا با وجود آنکه برخی از سیاستمداران احزاب محافظه کار آلمان با این نتیجه گیری های علمی آشنا بوده و چرا در حالی که آنها به گزارش و گزارشگر ویژه دسترسی دارند، باز کماکان به دنبال محکوم کردن مهاجرین و مهاجرتباران بوده و چرا بجای آنکه در قبال کم کاری ها و کوتاه کاریهای خود پاسخگو باشند، با استدلالاتی بسیار سطحی و عوام فریبانه به ترس و دو دستگی در جامعه دامن می زنند؟

حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور پناهنگی و مهاجرین

ادامه دارد




زیرنویس ها
1 و 2 و 3- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010 ، ص 422 تا 424  

4 و 5- مختصر هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت  2010، ص 5 و 6

6 و 7- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010 ، ص  84 و 90
8- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 72 و 77
9 – هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 102
10 – هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 217 و 218
11- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 219 و 220
12- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 222
13- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...،ص 263 و 264
14- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 338

15- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 339 و 340
16- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...،ص 114 تا 119
17-
هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...،ص 125
18- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 87
19- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و ...، ص 72

........................

لینک به منابع:
هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010

خلاصه هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت  2010


 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2019