- سه شنبه 21 آبان 1398

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 
نگاهی به بحث انتگراسیون و کنترل مهاجرت در آلمان (2) چاپ ارسال به دوست
03 آبان 1389


قسمت دوم
مهاجرین در آلمان، نگاهی به داده ها
ابتدا ببنیم اصلا منظور از مهاجرین یا مهاجرتباران در آلمان چه افرادی می باشند.
زمانی که نقطه ثقل زندگی یک فرد در خارج از محلی قرار بگیرد که قبلا در آنجا زندگی میکرده است، این نقل مکان را مهاجرت و چنین فردی را مهاجر می نامند.1
در بررسی های آماری از نظر اداره آمار آلمان، اطلاق لفظ "مهاجرتبار" فردی را شامل می شود که از سال 1949 به بعد به آلمان مهاجرت کرده (و بعدا تابعیت آلمانی گرفته است)، یا کسی که در آلمان از پدر و مادری خارجی بدنیا آمده و یا یکی از والدینش (پدر یا مادرش) خارجی بوده باشد.2
با این تعریف 15.6 میلیون نفر، از جمعیت 82.1 میلیون نفری آلمان در سال 2008، یعنی 19% کل جمعیت را مهاجرین و مهاجرتباران تشکیل میدهند. از این میزان 7.3 میلیون نفر تابعیت خارجی داشته و 8.3 میلیون نفر تابعیت آلمانی دارند.3

در آلمان مهاجرین شامل گروه های زیر می شوند:
- شاغلین، شامل:
 
   از اتحادیه اروپا،
   ازخارج از اتحادیه اروپا

- سابقا مهاجرین:
 
 آنانی می باشند که از روسیه و دیگر کشورهای فدراتسیون روسیه و شوروی سابق به آلمان آمده و جدّ پدری یا مادری آنها آلمانی بوده است.

- آوارگان شامل:
 
    پناهجویان،
    پناهندگان سهمیه ای، 
    قبول شدگان پناهندگی،
    بواقع آوراگان: آن دسته از پناهجویان هستند که یا درخواست پناهندگی نداده اند و یا درخواست آنها رد و پرونده آنها بسته  شده، اما عملا امکان اخراج آنها وجود ندارد. بزرگترین گروه در این دسته، پناهجویان "دولدونگی" می باشند.

- غیره: در زیر مجموعه دیگر مهاجرین یا "غیره"، میتوان از دانشجویان، بازرگانان، تجار و یا افرادی که اقامت قانونی ندارند و... نام برد.

       برای دیدن اندازه بزرگتر گرافیک بر روی آن کلیک کنید   

اصلی ترین گروه های مهاجر در آلمان کدام ها هستند4


برای دیدن اندازه بزرگتر گرافیک بر روی آن کلیک کنید

آلمانی هائی که پس از مهاجرت از آلمان در سال های گذشته، دوباره به کشور خود بازگشته اند، بزرگترین گروه مهاجرین را تشکیل میدهند. اگر ازاین دسته بگذریم، اصلی ترین گروه های مهاجر به آلمان در سال 2008 به این ترتیب است:

- مهاجرین از کشورهای اتحادیه اروپا (95.965 نفر)
- دانشجویان (58.350 نفر)
- همسر و افراد خانواده تازه وارد به آلمان، در چهارچوب به هم پیوستگی خانواده (39.717 نفر)
- پناهجویان و پناهندگان (22.085 نفر)
- مهاجرین به دلیل کار و اشتغال (16.576 نفر)
- "سابقا مهاجرین" از کشورهای فدراتسیون روسیه (4.362 نفر)
- فوق متخصصین در زمینه کامپیوتر (3.906 نفر)
- یهودی های مهاجر از کشورهای فدراتسیون روسیه و کشور های شوری سابق (1.436 نفر)
- کارگران فصلی (285.217 نفر)

                                                       برای دیدن اندازه بزرگتر گرافیک بر روی آن کلیک کنید

و آنگونه که از گرافیک فوق مشخص می شود، در سال 2008 بالاترین جمعیت مهاجرین در آلمان، یعنی 53.7%  از آنها از کشورهای اتحادیه اروپا و دیگر کشورهای اروپا می باشند.5

بیکاری در بین مهاجرین و مهاجرتباران


در حالی که در سال 2009 متوسط رقم بیکاری در بین آلمانی ها  8.3% بوده است، این رقم در بین مهاجرتباران دو برابر بیشتر، یعنی 19.1% میباشد.6 ، اما چرا؟

در صفحه 179 هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010، از یک طرف کمبود تخصص و کمبود آموزشهای فنی- حرفه ای به عنوان یک دلیل بیکاری مهاجرتباران عنوان شده، اما همزمان تاکید شده که که حتی در مواری که یک مهاجرتبار تخصصی معادل یک آلمانی را داشته است، مورد تبعیض قرار گرفته و از شانس برابر برای ورود به بازار کار برخوردار نبوده است.

در صفحه 182 همین گزارش آمده که در سال 2007، 2.8 میلیون نفر از خارجیان ساکن آلمان قبل از ورود به آلمان صاحب تخصص و مدرک بوده و حداقل 40% از آنان که قادر به کار بوده اند، دارای مدرک و یا سابقه کار تخصصی می باشند، اما به دلیل آنکه مدارک آنها ارزشیابی نشده بوده، نتوانسته اند در زمینه تخصصیشان به کار مشغول شوند. در صفحه 195 و 196 همین گزارش اضافه شده است که در بین 849.000 نفری که در ده سال گذشته وارد آلمان شده و زیر 55 سال سن داشته اند، بطور تخمینی 300.000 نفر پتانسیل و ظرفیت آنرا داشته اند که به عنوان نیروی کار تخصصی آموزش تکمیلی دیده و جذب بازار کار شوند.

آنته شاوان وزیر تحقیقات و آموزش عالی آلمان در یک مصاحبه تلویزیونی ضمن تائید این عدد میگوید: هرکدام از ما افرادی را در اطراف خودمان می شناسیم که با وجود مدرک تحصیلی و تخصص بالا به عنوان رانده تاکسی یا گارسون و ... کار میکنند، الان زمان آن رسیده که با احترام به این مسئله برخورد کنیم.7

در اینجا باید سوال کرد که چرا خانم
وزیر تحقیقات و آموزش عالی نمی گوید، به چه دلیل حالا به فکر"احترام" گذاشتن به این افراد و تخصصشان افتاده است؟ چه کسی مسئول سالهای به هدر رفته ای است که این افراد با وجود تخصص، باید به کار دیگری مشغول می شده یا بی کار در گوشه خانه می نشستند؟ در موارد بسیاری اداره کار و یا اداره تامین اجتماعی و برخی از سیاستمداران و رسانه های آلمانی این افراد را پیوسته با توهین و تحقیر متهم می کنند که "مفت خور" هستند و نمی خواهند تن به کار بدهند و صبح تا شب روی مبل دراز کشیده و مدام کانال های تلویزیون را عوض می کنند.
در سال 2001 کمیسیون موسوم به "کمیسیون زووسموت"8 در چهارچوب طرح قانون مهاجرت در مورد تغییر قوانین و مراحل ارزشیابی مدارک مهاجرین، پیشنهاداتی را مطرح کرده بود که آنزمان به دلیل مخالفت حزب خانم وزیر تحقیقات و آموزش عالی به اجرا درنیامد، خانم آنته شاوان اکنون باید پاسخ دهد، چرا آنموقع حزب ایشان با این طرح مخالفت کرد و چرا اکنون بعد از تقریبا ده سال همان طرح را می خواهد احیاء کند؟

در نمونه زیر، یک زوج ایرانی در یک مصاحبه رادیوئی توضیح میدهند که چگونه با وجود مدرک مهندسی کشاورزی(مرد) و مدرک روانشناسی( زن)، سالها بی کار بوده و یا به کاری خارج از تخصصشان مشغول شده اند. مرد ایرانی می گوید، بعد از  هشت سال تازه مدرک من را ارزشیابی کردند. اما دیگر دیر شده بود و کسی نمی خواست یک مرد 45 ساله را استخدام کند. گزارشگر رادیوئی میگوید آقای امینی چاره ای نداشت جز اینکه رویای مهندسی کشاورزی اش را "به گور بسپارد" و حالا به این فکر کند که یک نانوائی باز کند تا خود و خانواده اش را تامین کند.9

آیا کسی به این استعدادهای "به گور سپرده شده" فکر می کند؟  آیا کسی به فکر اعاده حیثیت از این افراد هست و یا حداقل به یک عذر خواهی کوچک از این افراد فکر میکند؟ اگر هم یک یا چند درصد افرادی در بین مهاجرین و مهاجرتباران پیدا می شوند که "از زیر کار در میروند" و یا قصد سوء استفاده از کمک های دولتی را دارند، چرا سیاستمداران آلمان بجای درگیر کردن خود با این چند درصد، مسئولیت خود را جدی انجام نداده و در طول این همه سال به هدر رفتن این استعدادها را موجب شده اند؟ ضررهای این سیاست غلط فقط به این افراد و خانواه هایشان محدود نمی شود، مردم و کشور آلمان ضرر کننده های اصلی بوده و هستند.

حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور پناهنگی و مهاجرین

ادامه دارد

.........................
پاورقی

1-  گزارش "مهاجرت" سال 2008  اداره فدرال در امور مهاجرت و پناهندگی آلمان، ص 9

2- همان منبع ص 234

3-  هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010،  ص 37 و 38

4-  گزارش "مهاجرت" سال 2008 اداره فدرال در امور مهاجرت و پناهندگی آلمان، ص 37، 38، 39

5- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010،  ص 51

6- هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010،

نمودار ص 177

7- مصاحبه با آنته شاوان وزیر تحقیقات و آموزش عالی
http://www.zdf.de/ZDFmediathek/beitrag/video/1167958/Schavan-Wir-brauchen-Zuwanderung#/beitrag/video/1167958/Schavan-Wir-brauchen-Zuwanderung


8- مصاحبه با ریتا زووسموت
http://frontal21.zdf.de/ZDFde/inhalt/14/0,1872,8121486,00.html?dr=1

9- مصاحبه رادیوئی با یک زوج ایرانی
http://www.wdr5.de/sendungen/morgenecho/s/d/19.10.2010-06.05/b/serie-2-heimat-ist-da-wo-man-satt-wird-integrationsgeschichten-aus-deutschland.html

لینک به منابع:
 گزارش "مهاجرت" سال 2008 اداره فدرال در امور مهاجرت و پناهندگی آلمان
 هشتمین گزارش نماینده ویژه در امور مهاجرین و انتگراسیون و امور پناهجویان و پناهندگان و خارجیان، اوت 2010

 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2019