- چهارشنبه 29 آبان 1398

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 
نگاهی به بحث انتگراسیون و کنترل مهاجرت در آلمان (1) چاپ ارسال به دوست
27 مهر 1389

goole
در روزها و هفته های اخیر جامعه آلمان شاهد آن است که دوباره به بحث انتگراسیون و کنترل مهاجرت خارجیان، بویژه کنترل مهاجرت خارجیان از کشورهای اسلامی، و در این میان بطور خاص مهاجرین و مهاجر تباران از ترکیه و کشورهای عربی دامن زده می شود. از ماه سپتامبر 2010 تیلو زاراتسین از اعضاء حزب سوسیال دمکراتها در برلین و وزیر اسبق دارائی ایالت برلین و عضو سابق هیت مدیره بانک مرکزی آلمان با انتشار کتابش تحت عنوان "آلمان خود را از میان برمی‌دارد" دور جدید این مباحث را به جریان انداخت. برای هفته ها کتاب وی یکی از موضوعات داغ میزگرد و گزارش های رادیو و تلویزیونی بوده و یا در مورد آن جلسات بسیاری در شهرهای مختلف برگزار می شد، که البته هنوز هم ادامه دارد.

براساس این گزارش ها و میزگردهای انجام شده که خود زارتسین در بسیاری از آنها شرکت داشت، می توان محتوای کتاب و نظرات او را به دو قسمت اصلی تقسیم کرد. بخش اول: داده ها و بخش دوم: نتیجه گیری ها.

در بخش اول براساس یکسری داده های آماری میزان بیکاری و جرم و جنایت در بین خارجیان مسلمان و میزان وابستگی آنها به کمک های دولتی نشان داده می شود. در برخی از میزگردهای تلویزیونی در مورد میزان دقیق بودن این داده ها ابراز شک شده است.

بخش دوم کتاب و نظرات زاراتسین نتیجه گیر های اوست و همین بخش از کتاب است که توجه بیشتر را به خود جلب کرده و بحث های اخیر را دامن زده است. برخی از مهمترین نتیجه گیری های زارتسین را می توان چنیین خلاصه کرد:

- خارجیان مسلمان در آلمان، بویژه ترک ها و عرب ها، خواهان پیوند زدن خود به جامعه آلمان و انتگراسیون نیستند،

- روند تولید مثل بین این دسته از خارجیان به نحوی است که به دلیل بالا بودن نرخ تولد نوزادان در بین آنان، تا چند دهه دیگر آلمانی های "اصیل" به یک اقلیت تبدیل می شوند،

- خارجیان مسلمان، کار فعال و تولیدی در آلمان انجام نمی دهند و کار اصلی اغلب آنها گرداندن مغازه های میوه و سبزی فروشی است،

- میزان بیکاری بین این دسته به این دلیل بالا است که می خواهند "بخورند و بخوابند" و "پول مفت" از اداره تامین اجتماعی گرفته و در کنارش با کار سیاه، ماشین های گران قیمت سوار می شوند،

- به قوانین و ارزش های آلمان احترام نمی گذارند و به دنبال حاکم کردن شریعت اسلامی در آلمان هستند، نمونه آن ازدواج های اجباری یا محروم کردن دختران از شرکت در کلاس شنا در مدارس یا ممانعت از شرکت آنها در اردوهای مدرسه می باشد.

- یک نتیجه گیری دیگر که در کتاب نیامده، اما زاراتسین در گفتگوها و مصاحبه هایش بیان کرده، این است که باید عقب افتادگی مسلمانان را در "ژن" آنها جستجو کرد و به همین خاطر است که کم استعداد تر هستند. منتقدان، این گفته وی را همطراز با افکار نژادپرستانه ای می دانند که بر اساس آن هیتلر، آلمانی ها را نژاد برتر قلمداد میکرد و بالاخره هم براساس همین خواستگاه فکری بود که هیتلر جواز حذف و نابودی یهودیان، کولی ها، معلولین، همجنسگرایان و مخالفین فکری اش نظیر کمونیست ها را صادر کرد.

واکنش به کتاب و تزهای زاراتسین را می توان در اساس به سه دسته تقسیم کرد:

- موافقین، او را تحسین می کنند و می گویند خیلی ها در آلمان هستند که مانند زاراتسین فکر می کنند و دلشان می خواهد همین حرف ها را بزنند، اما از این می ترسند که به ضدخارجی بودن و طرفدار نازی ها بودن متهم شوند، به همین خاطر دم بر نمی آورند، اما زاراتسین حرف دل آنها را زده و با این کارش تابو شکنی کرده است. موافقین همچنین استقبال بزرگ از خرید کتاب های زاراتسین، که در فاصله کوتاهی بیش از یک ملیون نسخه از آن فروش رفته را دلیلی بر این حمایت عمومی می دانند. نظر سنجی ها نیز نشان میدهد که اگر قرار باشد حزبی تازه بر اساس نظرات زاراتسین تشکیل شود، نزدیک به 20% رای دهندگان را به خود جذب خواهد کرد.

- مخالفین زاراتسین معتقدند که او به دنبال مطرح کردن خود است و می خواهد از این طریق با فروش کتاب و از محل پولی که از شرکت در مصاحبه ها به دست می آورد به ثروتش بیافزاید. دسته دیگری از مخالفین استدلال می کنند که زاراتسین عملا انسانها را به خوب و بد تقسیم کرده و با استعداد و کودن قلمداد کردن یک دسته و انگشت گذاشتن بر روی منشاء ژنتیکی این مسئله، به اظهار نظری خارج از تخصص خودش پرداخته است، موضوعی که اتفاقا از نظر علمی دیگر سالهاست که یک تئوری رد شده به حساب میاید.

- دسته سوم واکنش ها مربوط به افرادی است که می گویند زارتسین یک موضوع اجتماعی را به درستی مطرح کرده و نباید آنرا تابو تلقی کرد و باید در موردش بحث کرد، اما در عین حال تاکید میکنند که زاراتسین در نتیجه گیری هایش به خطا رفته است. این دسته تاکید می کنند که مشکلات اجتماعی موجود را نباید در عقیده و مذهب یا ژن و یا ملیت خارجیان جستجو کرد، بلکه مشکلات موجود، محصول کم کاری های پنج- شش دهه گذشته دولتهای پیشین است که هیچ طرح و برنامه ای برای محیا کردن پیوند خارجیان با جامعه را فراهم نکرده اند. این دسته همچنین تاکید دارند که نباید مشکل انتگراسیون و عدم تطبیق درصدی از خارجیان مسلمان در آلمان را به همه مسلمانان یا ملیت های خاص تعمیم داد.

در گرما گرم این مباحث بود که کریستین وولف  ریئس جمهور آلمان در سوم اکتبر، روز وحدت شرق و غرب و روز ملی آلمان، در سخنرانی اش به موضوع انتگراسیون و اسلام و مسلمانان در آلمان اشاره کرد. وی گفت: «مسیحیت بی‌هیچ تردیدی به (فرهنگ و تاریخ) آلمان تعلق دارد. یهودیت بی‌هیچ تردیدی به آلمان تعلق دارد. اسلام نیز امروز به آلمان تعلق دارد. »  بلافاصله پس از پایان سخنرانی رئیس جمهور آلمان، این جمله او موضوع دور تازه ای از مباحث مرتبط با انتگراسیون مهاجرین، بویژه مسلمانان ترک و عرب شد. بسیاری از شخصیت های سیاسی، حتی از حزب خود رئیس جمهور آلمان این جمله وی را مورد انتقاد قرار داده و بسیاری هم از رئیس جمهور حمایت نمودند. از آنزمان، بسیاری سیاستمداران طراز اول آلمان دیگر از اظهار نظر های غیر مستقیم در مورد انتگراسیون خارجیان خودداری کرده و بجای آن به صورت مستقیم اعلام موضع می کنند.

هفته گذشته هورست زهوفر رئیس حزب سوسیال مسیحی ها در ایالت بایرن و از احزاب ائتلافی در دولت حاکم، در واکنشی تند خواهان ممنوعیت مهاجرت ترک ها و عرب ها به آلمان شد و گفت قرار نیست که آلمان اداره تامین اجتماعی همه عالم شود. وزیر داخله ایالت بایرن هم گفت اگر قرار است برای تامین کمبود نیروی متخصص نیروی تازه وارد کنیم، اول باید همین سه میلیون بیکار خودمان در داخل آلمان را آموزش دهیم تا نیازهایمان را با آنها برطرف کنیم و اگر کافی نباشد؛ 23 میلیون نیروی بیکار در اروپا بر دیگر کشورها اولویت دارند.
آنگلا مرکل صدراعظم آلمان که معمولا خود را از این مباحث کنار می کشد نیز در یک اجلاس جوانان حزب دمکرات مسیحی در شهر پوتسدام گفت: «رهیافت جامعه چندفرهنگی شکست خورده، آنهم به طور مطلق شکست خورده است.»

نظرات متفاوت و حتی متضاد سیاستمداران مختلف از احزاب دولت حاکم در آلمان در زمینه کنترل مهاجرت و انتگراسیون از یک طرف و نیاز به نیروی کار متخصص خارجی از طرف دیگر، سردرگمی این احزاب در این زمینه را نشان میدهد.
 
اما براستی مشکل انتگراسیون گروههائی از خارجیان ریشه در کجا دارد؟ چرا سیاستمداران آلمان بیشتر بر روی مهاجرین از ترکیه و کشورهای عرب تاکید میکنند، آیا راه حل های پیشنهادی می تواند مشکلات موجود را برطرف کند؟


ادامه این موضوع در نوشته بعدی خواهد آمد.

حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور پناهندگی و مهاجرین
19.10.2010
 


برخی منابع مفید:

جنجال بر سر اظهارات «نژادپرستانه» مدیر بانک مرکزی آلمان
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5953947,00.html

اسلام، بخشی از فرهنگ آلمان؟
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6084845,00.html


مرکل: ایده جامعه چندفرهنگی در آلمان شکست خورده است
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6119998,00.html

 

Was ist dran an Sarrazins Thesen?
http://www.tagesschau.de/inland/sarrazin154.html
http://www.wdr.de/themen/global/webmedia/webtv/getwebtv.phtml?p=4&b=270


Rechthaber oder Rechtsausleger -
Deutschland streitet über Sarrazin
http://www.wdr.de/tv/hartaberfair/sendungen/2010/20100901.php5?akt=1


Kampf der Kulturen?
Sarrazins Spiel mit der Ausländerangst
http://maybritillner.zdf.de/ZDFde/inhalt/19/0,1872,1021235,00.html?dr=1
http://www.zdf.de/ZDFmediathek/beitrag/video/1128788/Sarrazins-Spiel-mit-der-Auslaenderangst#/beitrag/video/1128788/Sarrazins-Spiel-mit-der-Auslaenderangst



 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2019