- شنبه 15 آذر 1399

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 
چگونگی برخورد با "اختلافات" در روابط انسانی و شرایط لازم برای حل آن چاپ ارسال به دوست
04 آذر 1388
وقتی در این نوشته از "رابطه دوستی در مناسبات انسانی" صحبت میشود، منظور رابطه دو انسان با هم یا رابطه چندین نفر با همدیگر می باشد. برای مثال یک زن و شوهر، دو پارتنر، دو خواهر و برادر، دو همکار، دو دوست، یا چند عضو یک خانواده، چند همکار، چند عضو یک گروه و ...

در طول زندگی بسیاری از رابطه های دوستی دوام داشته و از کودکی تا پیری ادامه پیدا میکنند. برخی رابطه ها بسته به موقیعت هائی که در زندگی پیش می آیند ناخواسته به پایان می رسند یا دچار  وقفه و فاصله می شوند. برخی از رابطه ها از کودکی و برخی در نوجوانی یا جوانی شروع می شوند. بعضی وقتها تغییر محل کار، درس و تحصیل یا شهر محل زندگی و بعضی وقتها هم خروج از کشور و زندگی در یک کشور جدید است که دوستی های جدیدی را شکل داده و موجب می شود. در همه این موارد برخی از این رابطه و دوستی ها با دوام، و برخی دیگر پس از مدتی کوتاه یا بلند، با مشکل مواجه شده و پس از عبور از یک دوره تنش، مجددا به هم نزدیک و برخی از هم دور و دورتر شده یا از هم جدا می شوند. در اغلب موارد، رابطه های دوستی یا خانوادگی و پارتنر ی بطور متناوب با چنین فراز و نشیبهای روبرو می شود. بعضی وقت ها پیامدهای این تنش ها و فشارهای آن تاثیرات کوتاه مدت و بعضی وقتها نیز پیامد های آن طولانی بوده و به یک بحران منتهی می شود. در عین حال باید توجه داشت که تنش های یک رابطه قابل کنترل بوده و بر اساس توافق طرفین می تواند رابطه یا ادامه پیدا کرده یا پایانی دوستانه پیدا کند. در این میان و در همه حالت های موجود، تعیین کننده ترین فاکتور در  برخورد با  اختلافات و مشکلات پیش آمده در یک رابطه "گفت و گو" ی طرفین در باره اختلافات و تلاش مشترک و آگاهانه طرفین برای پیدا کردن راه حل مناسب برای آن می باشد.

با اختلافات چه باید کرد؟
قبل از آنکه اختلافاتی که در مناسبات دوستی، رابطه های خانوادگی، رابطه های خصوصی  و ... پیدا شده بزرگ و بزرگ تر شود چه می توان کرد؟
در ابتدا و پیش از هر چیز باید واقعیت وجودی اختلاف یا اختلافات بین دو انسان با همدیگر یا اختلافات موجود بین یک خانواده یا افراد یک جمع با هم دیگر را پذیرفت و به رسمیت شناخت. باید تلاش کرد آنرا و زمینه های بروز و شکل گیری آنرا شناخت تا بتوان راه مناسب برای حل آن پیدا کرد. در مناسبات انسانی بروز اختلاف امری کاملا نرمال و اجتناب ناپذیر است. همیشه این امکان وجود دارد که بین دو دوست، دو همکار، دو هم اتاقی، یک زن و مرد، یک زن و شوهر، والدین و بچه ها و... اختلافی سر باز کرده و به تدریج  بزرگ و بزرگ تر شود. به مرور زمان بسیاری از این اختلافات حل و در بسیاری موارد نیز نه تنها حل نمی شوند، بلکه منجر به سردی رابطه، دوری و فاصله گرفتن از هم و نهایتا قطع رابطه یا جدائی می گردد. برخی از ترس "جدائی"، یا  "طلاق" یا "تصویر بدی" که ممکن است از "گفته های دیگران" در مورد آنها ایجاد شود، بر اختلافات سر پوش گذاشته یا آنرا انکار می کنند. باید توجه داشت که وجود اختلاف، خود به خود اشکالی ندارد، بلکه چگونگی برخورد با اختلاف است که مهم می باشد. نمی توان از دو انسان که با هم رابطه تنگاتنگ و نزدیکی دارند انتظار داشت که با هم دچار اختلاف نشوند. به همان دلیل که "دو" انسان با هم متفاوت هستند، به همان دلیل نیز طبیعی است اگر در رابطه با هم دچار اختلاف شوند. در دنیای واقعیت، هر فرد پیوسته و روزانه به تنهائی خودش با خودش درگیری دارد، چه برسد به دو فرد با هم دیگر! روزانه ما برای مجموعه ای از رفتارهایمان خود را مورد سوال قرار میدهیم که آیا درست بوده یا نه؟ بعضی وقتها از دست خودمان عصبانی شده، یا خود را مقصر دانسته و بعضی وقتها نیز از خود انتقاد می کنیم. بنابراین وقتی یک فرد خودش با خودش نمی تواند بدون "مشکل و مسئله" باشد، چگونه می توان انتظار داشت که دو فرد، هر چقدر هم که به هم نزدیک بوده یا همدیگر را دوست داشته باشند، با هم دچار مشکل یا اختلاف نشوند؟ چنین انتظاری بسیار دور از واقعیت است. اما همانطور که گفته شد مهم تر از بروز اختلاف بین دو انسان یا جمعی از انسانها که در ارتباط تنگاتنگ با هم بسر می برند، چگونگی برخورد با آن مشکلات است که مهم می باشد.

معمولا فضای اختلاف بین دو نفر با هم، فضائی مملو از سوء تفاهم، ابهام، تشنج، اظطراب، تردید، بی اعتمادی و ... می باشد. هرچقدر عمر اختلافات موجود بیشتر و طولانی تر بوده و بروز اختلافات به دُور و تسلسل و تکرار کشیده شده باشد، سوء تفاهمات نیز بیشتر و عمیقتر شده و جای خود را به بی اعتمادی، حق جانبی و پیشداوری و حتی قضاوت میدهند. در چنین فضائی که به شدت مسموم شده است، دیگر امکان ارتباط سالم با یکدیگر بسیار کم و کمتر گشته و سردی و دوری گرفتن از هم جای آنرا می گیرد.

بسته به شخصیت و رفتار افراد، مدت زمان ارتباط آنها با هم، موضوع اختلاف، مدت زمانی که آن اختلاف ایجاد شده، اینکه آیا قبلا برای حل آن تلاش شده یا نه و چگونه و... برخورد با مشکلات و اختلافات نیز می تواند حالتهای متفاوت از همدیگر داشته و شکل بروز و نتایج آن می تواند متفاوت از هم باشد. برای نمونه در اینجا به جنبه هائی از دو حالت مهمتر اشاره می شود:

برخورد پاسیو
در برخورد پاسیو با مشکلات و اختلافات موجود بین هم، ممکن است دو نفر، یا چند نفر از اعضاء یک خانواده و گروه، تلاش کنند که به اصطلاح با هم "چشم در چشم" نشده و از درگیری و روبرو شدن با هم فرار کنند. همچنین ممکن است افراد، یا یکی از طرفین، خود را در جای دیگر یا نزد فرد دیگری "خالی" کنند و همه چیز را به سکوت برگزار کرده و تلاش کنند که وضع از آنچه که هست خراب تر نشود. در این حالت حفظ وضعیت موجود از همه چیز مهمتر شده و سکوت به تدریج زمینه را برای تسلیم فراهم می کند. "قورت دادن" حرف های نزده، سکوت و به درون خود ریختن فشارها و ادامه این وضعیت می تواند به مرور زمان مشکلات روحی و یا روحی- روانی با خود بدنبال آورده و منجر به افسردگی شود.

در برخی موارد نیز ممکن است فرد با "سرخ نگه داشتن صورت" خود در برابر دیگران، به بازی خطرناکی وارد شود. دراین حالت با دو رنگی، و "دو روئی" با زدن ماسک به چهره، رابطه ای نا صادقانه با خود و دیگران پی ریزی میکند که لازمه آن پنهان کاری و "دروغ، پشت دروغ" است. ادامه این روش در دراز مدت تمامی زندگی و دیگر ارتباطات فرد را نیز آلوده خود کرده و زمانی فرا خواهد رسید که فرد در نگاه کردن به آینه، کسی را مقابل خود می بیند که دیگر "خودش" نیست. در این حالت از خود خواهد پرسید: "من کی هستم، من چی هستم؟ چی شد که اینطور شدم" و ...

برخورد عصبی
به همگام بروز اختلاف، خشونت کلامی و یا فیزیکی می تواند کم کم پر رنگ شده و یکی تلاش کند تا با این روش خود را بر دیگری یا دیگران مسلط کرده و حرف خود را پیش ببرد. در مواردی این روش می تواند ترس و حتی "طلسم شدن" طرف مقابل را موجب شده و ظاهرا اختلافات نیز، برای مدتی حل می شود! اما در صورت مقاومت یا مقابله در برابر خشونت، مسئله می تواند "بیخ" پیدا کرده و عواقبی را به دنبال بیاورد که نمی توان پبش بینی کرد. از زخمی کردن روحی و عاطفی گرفته تا زخمی کردن جسمی یا بیشتر از آن... در چنین شرایطی است که ممکن است یکی از طرفین تصمیم به قطع رابطه، جدائی و در مورد افراد مزدوج، تصمیم به طلاق بگیرد.

برخورد منطقی و منصفانه، بر پایه احترام
اما یک روش دیگر، روش برخورد منطقی و منصفانه، بر پایه احترام به خود و طرف مقابل است. روشی که اساس آنرا "گفت و گو" تشکیل میدهد. اجزاء این روش از "من"، "تو"، "او"، "ما"، "شما"، "ایشان" تشکیل شده که در مرکز و بین این اجزاء "آن" مشکل و مسئله قرار دارد.
در این روش لازم است یک بار نظری به "خود" داشت، یک بار هم تلاش کرد از زاویه دید "او" به مسئله نگاه کرد و برای گفت و گو، بسته به موضوع و موقعیت، "جای مناسب" و "زمان مناسب" را جستجو کرد. در این روش و برای برخورد با اختلاف بروز کرده بین دو یا چند نفر لازم است؛

در گفتن

- اول و قبل از هر چیز باید هر فرد صادقانه بخواهد و داوطلب آن باشد که برای حل مشکل یا مشکلات موجود قدم بردارد. (زیر فشار یا با اکراه یا بخاطر دیگران و یا با "حساب و کتاب و چُرتکه انداختن" و یا به دلایل تاکتیکی وارد حل اختلاف شدن، راه به جائی نبرده و تنها برای مدت کوتاهی میتواند موثر باشد).
- هر فرد باید آماه باشد تا حرف بزند و مشکل را از زاویه دید خود برای دیگری توضیح دهد. (حالت اکتیو داشته باشد و نه پاسیو. به قول معروف منتظر نباشد تا دیگری یا دیگران "از زیر زبانش حرفش را بیرون بکشند").
- هر فرد باید تلاش کند به هنگام صحبت و گفت و گو احساس خود را کنترل کرده و حتی الاامکان با منطق و دلیل و استدلال حرف بزند.
- هر فرد باید تلاش کند در تشریح موضوع، دلایل خود را با فاکت و نمونه های مشخص همراه کند.
- هر فرد باید تلاش کند تا حتی الامکان با لحنی آرام و دوستانه حرف بزند.
- هر فرد باید تلاش کند تا حرف و منظور خود را هرچه روشن تر، صریح تر، بدون ابهام، به دور از استعاره و کنایه و ایماء و اشاره بیان کند.
- هر فرد باید با احترام نسبت به طرف مقابل حرف زده و به حساسیت های او توجه داشته و از بکار بردن لغات و جملات تحریک کننده خودداری کند.
- هر فرد باید تلاش کند تا از پیشداوری، قضاوت، صدور حکم در مورد دیگری پرهیز کرده و از برچسب زدن و به کار بردن کلمات تحقیر آمیز و توهین آمیز در مورد طرف مقابل یا آنچه و آنکس که برای او محترم است خودداری کند.
- هر فرد باید اصول و پرنسیب یا ارزش های مورد احترام خود که حاضر نیست از آنها کوتاه بیاید را برای طرف مقابل روشن، و روشن کند که در چه مواردی حاضر به سازش و مصالحه و کوتاه آمدن نیست.
- هر فرد باید ضمن پایداری بر پرنسیبها و اصول و ارزشهائی که برای او مهم هستند، در عین حال آماده رسیدن به مصالحه و سازش و کوتاه آمدن نسبی از مواضع و خواسته ها و انتظارات خودش باشد.


در شنیدن
- هر فرد باید آماده باشد و بخواهد تا دیگری را بشنوند.
- هر فرد باید تلاش کند حتی الاامکان سخنان فرد مقابل خود را قطع نکرده و اجازه دهد تا او حرفش را به پایان برساند.
- هر فرد باید تلاش کند تا از تفسیر و تعبیر گفته های طرف مقابل پرهیز و اگر در مورد گفته های او ابهامی دارد، سوال خود را مستقیم و بدون تفسیر از او بپرسد.
- هر فرد باید از نتیجه گیری سریع و عجولانه پرهیز کرده و در مواردی که ادامه آرام و منطقی گفت و گو ممکن نباشد، باید خواستار توقف گفت و گو شده و ادامه آنرا به بعد موکول کند. (این استراحت و فاصله بین گفت و گو میتواند نیم ساعت، یک ساعت، چند ساعت، یک روز یا چند روز و چند هفته و ... باشد).
- هر فرد باید سعی کند خود را بجای دیگری گذاشته و در بررسی مشکلات مورد بحث، گاها از زاویه دید "او" نیز به مسئله نگاه کند.
- هر فرد باید آماده باشد و تلاش کند دیگری را درک کند.

مکان و محل گفت و گو
- دیدار میتواند برای افراد یک خانواده در منزل، یا در مورد افرادی که جدا از هم زندگی می کنند در منزل یکی از طرفین، برگزار شود تا اگر هر کدام از طرفین می خواهد راحت حرف زده و خود را خالی کند، یا بُلند، بُلند حرف زده یا گریه کند، مانعی در مقابل خود نبیند.
- در موارد سخت و پُر تنش، دیدار می تواند در یک محل سوم و بی طرف یا حتی در یک محل عمومی برگزار شود تا فضای آن به یک گفت و گوی آرام و به دور از احساس کمک کند.

زمان گفت و گو
- باید مطمعن بود که از موضوعی که به تازه گی منجر به بروز مسئله شده به اندازه کافی فاصله زمانی گرفته شده باشد. این فاصله باید آنقدر باشد که به توان به دور از واکنش های غیر قابل کنترل احساسی و عاطفی، روبروی هم نشست و به صورتی منطقی گفت و گو کرد. بتوان گفت و بتوان شنید و ... از طرف دیگر اما، نباید این فاصله آنقدر طولانی شود که "حضور ذهن" و تازه گی موضوع و جزئیات آن به فراموشی سپرده شود.

نباید فراموش کرد که "گفت و گو" با حرف زدن فرق دارد و باید آنرا تمرین کرد تا یاد گرفت.


نوامبر 2009
سایت انتگراسیون- حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور روحی- اجتماعی

...........................
با احترام به دوستانی که در دوستی، اختلاف و یا جدائی از آنها بسیار آموختم.

 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2020