- دوشنبه 26 مرداد 1405

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 







«تغییر» چگونه امکانپذیر می‌شود؟ معرفی یک مُدل کاربُردی برای عبور از جمهوری اسلامی

نامه سرگشاده به مریم رجوی






pan20

pan19
دلایل کوتاه آمدن ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی، وظایف ما در این شرایط چاپ ارسال به دوست
18 خرداد 1405

 

توضیح: این مقاله دو روز از قبل از حمله اخیر موشکی رژیم به اسرائیل و پاسخ اسرائیل به آن نوشته شده است.

 

حنیف حیدرنژاد – از زمان اعلام آتش‌بس از سوی دونالد ترامپ(۱۳ آوریل ۲۰۲۶ / ۲۴ فروردین ۱۴۰۵)، او بر محاصرهٔ دریایی جمهوری اسلامی  متمرکز شد. جمهوری اسلامی با توجه به شرایط داخلی آمریکا و برخی دست‌بستگی‌های ترامپ سعی دارد با عملیات کوچک و هدفمند در خلیج فارس و حمله به کشورهای این منطقه قدرت‌نمایی کند و توجه دارد که به اهداف و نظامیان آمریکایی آسیب نرساند. باوجود تلاش‌های رژیم برای گسترش دامنهٔ درگیری‌های نظامی – و نه جنگ –، دونالد ترامپ در مقابل رژیم کوتاه می‌آید، چرا؟

محدودیت‌ها و دست‌بستگی‌های کوتاه‌مدت ترامپ

در وضعیت کنونی می‌توان چند دلیل را به عنوان دلایل تاکتیکی تصمیم ترامپ برای کوتاه آمدن در مقابل جمهوری اسلامی برشمرد:

۱. نزدیک بودن مسابقات جام جهانی فوتبال (۱۱ ژوئن تا ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶)

ترامپ می‌خواهد تا پایان این مسابقات که در آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار می‌شود در صدر خبرها قرار داشته باشد و اصلاً علاقه‌ای ندارد در این زمان که همهٔ توجه‌ها به آمریکاست، به دلیل عملیات ناموفق علیه جمهوری اسلامی، قدرتمندی او زیر سؤال برود. به همین خاطر سعی می‌کند از درگیر شدن در جنگ خودداری کند و به آتش‌بس ادامه دهد.

۲. افزایش گرانی در آمریکا 

بسته شدن تنگهٔ هرمز بر بالا رفتن قیمت نفت در آمریکا و گرانی برخی کالاها تأثیر مستقیم داشته است. ادامهٔ این وضع به نارضایتی عمومی در آمریکا نسبت به جنگ با جمهوری اسلامی و کاهش محبوبیت ترامپ منجر شده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهند شهروندانی که می‌گویند قیمت سوخت در محل زندگی‌شان «خیلی بالا رفته»، با نرخ بالای ۶۵ درصد مخالفت خود را با جنگ با رژیم ایران اعلام کرده‌اند.

۳. بازار بورس 

ترامپ همواره رشد شاخص‌های بورس (مانند داوجونز و S&P 500) را به عنوان سند موفقیت خود ارائه می‌کند. نوسانات اخیر بورس به دلیل بحران انرژی خلیج فارس و یک حملهٔ جدید – بدون چشم‌انداز مشخص –، می‌تواند شوک جدی به وال‌استریت وارد کند.

۴. جشن‌های بزرگ ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا (۱ تا ۵ ژوئیه ۲۰۲۶)

جشن‌های اصلی دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحدهٔ آمریکا در تاریخ ۴ ژوئیه ۲۰۲۶ به اوج خود می‌رسند. برنامه‌های بزرگداشت و کارناوال‌های ملی طی یک بازهٔ ۵ روزه از ۱ تا ۵ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۱ تا ۱۵ تیر ۱۴۰۵) متمرکز شده‌اند. 

این جشن‌ها مهم‌ترین ویترین سیاسی دونالد ترامپ است و او به هیچ وجه نمی‌خواهد این رویداد تاریخی تحت‌الشعاع یک جنگ فرسایشی، تابوت سربازان آمریکایی و بنزین گران‌قیمت قرار گیرد. برای ترامپ، این جشن‌ها فرصتی بی‌نظیر است تا خود را به عنوان رهبری مقتدر، صلح‌آفرین و احیاکنندهٔ عظمت آمریکا در تاریخ ثبت کند، نه رئیس‌جمهوری که در آستانهٔ این جشن ملی، کشور را وارد یک باتلاق نظامی جدید کرده است. ترامپ نمی‌خواهد تا آن زمان ریسک کند و دوباره با جمهوری اسلامی وارد جنگی شود که نمی‌تواند در کوتاه‌مدت آن را تمام کند.

۵. نارضایتی در حزب جمهوری‌خواه

مجلس نمایندگان آمریکا که چندین بار برای پایان اختیارات ریاست‌جمهوری در جنگ با جمهوری اسلامی اقدام کرده بود، نهایتاً توانست هفتهٔ گذشته با جلب چهار نمایندهٔ جمهوری‌خواه، طرح مجبور کردن ترامپ به پایان دادن به جنگ با جمهوری اسلامی را تصویب کند. این طرح باید در مرحلهٔ بعد به کنگره برود. شانس کمی وجود دارد که در آنجا تأیید شود و حتی در صورت تأیید، ترامپ می‌تواند آن را وتو کند. با این همه، این تحولات نشانهٔ کاهش حمایت از ترامپ حتی در حزب جمهوری‌خواه می‌باشد.

۶. انتخابات میاندوره‌ای کنگره در نوامبر ۲۰۲۶

در حالی که کاهش رضایت اقتصادی از ترامپ به ۲۹ درصد رسیده است، بخش بزرگی از رأی‌دهندگان، سیاست‌های جنگی ترامپ را عامل اصلی تورم و کوچک شدن سفره‌های خود می‌دانند. همین باعث بهبود وضعیت دموکرات‌ها در آستانهٔ انتخابات میان‌دوره‌ای شده است. در حزب جمهوری‌خواه این نگرانی وجود دارد که افزایش تنش‌های نظامی یا شروع یک جنگ جدید با جمهوری اسلامی تا قبل از انتخابات، شانس موفقیت نمایندگان این حزب در انتخابات میاندوره‌ای را کاهش خواهد داد. با این حال برخی تحلیلگران این را دلیل اصلی برای خودداری ترامپ از حملهٔ جدید به جمهوری اسلامی نمی‌دانند.

استراتژی موقت پرهیز از جنگ

با آنچه گفته شد، می‌توان پیش‌بینی کرد که استراتژی ترامپ – دست‌کم تا پایان جشن‌های استقلال و جام جهانی فوتبال – «منجمد» نگه داشتن وضعیت نظامی موجود است. ترامپ و مشاورانش به خوبی می‌دانند که ورود به جنگ مستقیم در شرایط حاضر، دقیقاً بازی در همان زمینی است که به ضرر ترامپ تمام می‌شود. در چنین وضعیتی تمرکز ترامپ بر «بازدارندگی بدون جنگ»، حفظ حضور نظامی قوی و ادامهٔ محاصرهٔ دریایی در خلیج فارس، دریای عمان، دریای عرب و اقیانوس هند است، نه تهاجم. ترامپ تمایل دارد با ابزارهای تحریمی و هشدارهای تند، یا عملیات نظامی ضربتی و هدفمند، همین آتش‌بس شکننده را ادامه دهد.

با همهٔ آنچه گفته شد هنوز نمی‌توان برآورد مشخصی در مورد روند تحولات آیندهٔ جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی پیش‌بینی کرد. آنچه مشخص است ترامپ به توافقی که ضعیف باشد تن نخواهد داد و می‌خواهد هر طور شده خودش را پیروز نشان دهد. ترامپ ناگزیر است به خواست‌های کشورهای عربی منطقه بیشتر توجه کند و آنها را در مقابل رژیم ایران تنها نگذارد. به احتمال زیاد رژیم هم در مقابل خواست‌های ترامپ تسلیم نخواهد شد. بنابراین احتمال شروع یک جنگ جدید بعد از پایان جشن‌های استقلال و بازی‌های جام جهانی فوتبال در آمریکا، بیشتر از گزینه‌های دیگر است.

اهداف و برنامه‌های رژیم

اگر تحلیل فوق را پذیرفته و اصل را بر این بگذاریم که آمریکای ترامپ دست‌کم تا پایان جشن‌های استقلال و پایان جام جهانی فوتبال از ورود به جنگ جدید یا درگیری نظامی جدی با رژیم ایران خودداری می‌کند، این پرسش مطرح می‌شود که رژیم تا آن زمان چه خواهد کرد و چه برنامه‌ای را دنبال خواهد کرد؟

برخلاف همیشه که رژیم به دنبال طولانی کردن مذاکرات بود، این بار رژیم مایل است به دلیل فشار اقتصادی ناشی از محاصرهٔ دریایی، افزایش نارضایتی عمومی و تضادهای داخلی در هِرم رهبری – که همهٔ اینها می‌توانند پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی یا غیرقابل کنترلی به همراه داشته باشند – هر چه زودتر با آمریکا به توافق برسد.

برای آنکه رژیم بتواند در چانه‌زنی‌ها با آمریکا بیشترین امتیاز را از ترامپ گرفته و کمترین امتیاز را پرداخت کند، تلاش دارد درست در همین زمانی که ترامپ دست‌بستگی دارد، اقدامات ایذایی خود را افزایش دهد؛ حمله‌های پهبادی و موشکی گاه‌ و بی‌گاه رژیم به کشورهای عربی منطقهٔ خلیج فارس، مین‌گذاری یا حمله به کشتی‌های تجاری در تنگهٔ هرمز یا اقداماتی از این دست می‌تواند تا پایان جشن‌های استقلال و جام جهانی فوتبال بیشتر هم بشود. البته رژیم دقت خواهد کرد به مراکز و تجهیزات و نظامیان آمریکایی مستقیماً حمله نکرده یا آسیب جدی وارد نکند، به‌ویژه حواسش جمع است که در این اقدامات ایذایی نظامیان آمریکایی کشته نشوند. رژیم از همهٔ این اقدامات چند هدف را دنبال می‌کند:

۱. قدرت‌نمایی کاذب برای نیروهای خودی 

رژیم با چنین اقداماتی به نیروهای خودش روحیه می‌دهد که «ما شکست نخوردیم. قوی هستیم و حتی ابتکار عمل را در دست داریم.» و چون آمریکا – به دلیل دست‌بستگی‌هایی که پیشتر توضیح داده شد – پاسخ جدی و محکمی نخواهد داد، اینها را دلیل اقتدار خودش تبلیغ خواهد کرد.

 

۲. فشار بر کشورهای منطقهٔ خلیج فارس

رژیم به حملات کوچک، هدفمند و ایذایی به کشورهای خلیج فارس یا کشتی‌های آنها ادامه خواهد داد تا به این کشورها نشان دهد آمریکا در شرایط سخت از آنها حمایت جدی به عمل نمی‌آورد، پس بهتر است با این رژیم کنار بیایند. همچنین رژیم تلاش می‌کند از این طریق برخی از این کشورها مانند قطر و عمان را به عنوان اهرم فشار و واسطه با آمریکا، زیر فشار قرار دهد.

۳. قدرت‌نمایی کاذب در سطح بین‌الملل 

همزمان با اقدامات فوق، رژیم تلاش خواهد کرد به کمک ماشین بزرگ تبلیغاتی‌اش خود را رهبر جبههٔ مقاومت ضد اسرائیلی – ضد آمریکایی نشان دهد و در کشورهای منطقه، در بین مسلمانان و نیز در بین نیروهای «چپ جبههٔ مقاومتی» یارگیری و شبکه‌سازی کند تا در زمان مناسب از آنها استفاده کند.

۴. باج‌گیری از اتحادیهٔ اروپا 

رژیم همچنین خواهد کوشید با این اقدامات و با ایفای نقش «جانور وحشی زنجیرپاره‌کرده»، در دل کشورهای اتحادیهٔ اروپا نسبت به هر نوع همکاری با آمریکا یا اسرائیل ترس ایجاد کرده و آنها را به سکوت یا مماشات با خود بکشاند.

۵. تجدید قوا و تجدید سازماندهی 

دستگاه رهبری حکومت اسلامی اگرچه از طولانی شدن دورهٔ محاصرهٔ دریایی راضی نیست و نمی‌تواند آن را تغییر دهد، اما سپاه پاسداران و دستگاه سرکوب تلاش خواهند کرد تا همچون گذشته با دور زدن همهٔ راه‌های مسدود شده، ارز لازم برای معاملات خود را تهیه و تجهیزات یا مواد خام لازم برای تجهیزات موشکی – پهبادی خود را خریداری کنند. آنها همچنین به تجدید سازماندهی نیروهای جنگی و نیروهای سرکوب خواهند پرداخت و خود را برای سناریوهای مختلف آماده خواهند کرد. تجربه نشان داده که رژیم تا کنون توانسته از عامل زمان برای این منظور به خوبی بهره ببرد. در همین چارچوب تردیدی نباید داشت که رژیم سناریوهایی وحشیانه‌تر از دی ماه ۱۴۰۴ را برای سرکوب مردم طراحی خواهد کرد.

۶. ایجاد ناامیدی در مردم

رژیم خواهد کوشید که به مردم ایران – که خوب می‌داند تا کجا با او مخالف هستند – القا کند که مقاومت و مبارزه با این رژیم فایده‌ای ندارد. وعده‌های ترامپ و نتانیاهو دروغین بود. مردم تنها هستند، بنابراین بهتر است ساکت شده و تسلیم شوند. رژیم با دستگیری، اعدام و سرکوبِ هر صدای اعتراض و با فیلترینگ یا محدودیت شدید در اینترنت نیز این پیام را می‌رساند که هر نوع مقاومتی با سرکوب مواجه خواهد شد. هرچقدر این وضعیت بیشتر ادامه پیدا کند – جدا از دامن زدن به نفرت بیشتر مردم نسبت به این رژیم –، می‌تواند در بخش‌هایی از جامعه باعث سرخوردگی، انفعال و افسردگی شود.

اگر این تحلیل را بپذیریم که آمریکا در کوتاه‌مدت قصد گسترش جنگ را ندارد، نتیجه مهم آن برای مخالفان جمهوری اسلامی این است که نباید استراتژی خود را بر مداخله خارجی بنا کنند. از این منظر، پرسش اصلی آن است که اپوزیسیون در این دوره چه وظایفی بر عهده دارد.

وظیفهٔ مخالفان جمهوری اسلامی، به‌ویژه رضا پهلوی

اگر رژیم از وضعیت موجود برای تجدید قوا و تجدید سازماندهی برای سرکوب بیشتر استفاده خواهد کرد، مخالفان رژیم چگونه می‌توانند (یا باید) از این فرصت استفاده کنند؟

در اینجا به‌ویژه منظور رضا پهلوی می باشد که در سال‌های اخیر به مهم‌ترین چهره‌ جریان مخالف جمهوری اسلامی و محور بخش مهمی از نیروهای خواهان گذار تبدیل و به عنوان «رهبر دوران گذار» پذیرفته شده است.

اگر در «نبرد نهایی» در مقابل رژیم حاکم تنها بمانیم و از نیروهای خارجی خبری نبود – آن هم در حالی که می‌دانیم این رژیم از هرگونه کشتار و وحشیگری فروگذار نخواهد کرد – چگونه باید خود را آماده کرد که هزینه مقابله با رژیم را کاهش داده و بیشترین ضربه را به آن وارد و شانس پیروزی را بالاتر ببریم؟

به باور من پیش از هر چیز باید نسبت به روند تحولات و بالا و پائین شدن های تاکتیکی آن آگاه بود. وقایع را واقع بینانه، به دور از تعصب و به دور از خوش آمدهای شخصی یا گروهی تحلیل و بررسی و بر اساس توان و امکانات واقعی برنامه ریزی کرد.

مردم ایران متکی به خود هستند 

انقلاب ملی ایرانیان پیش از هر نیروی دیگری، متکی به خود مردم ایران است. اگرچه کمک یا حمایت آمریکا و اسرائیل یا هر کشور و نیروی خارجی به مردم ایران برای گذار از جمهوری اسلامی مهم است، اما نیروی تعیین‌کننده، مردم ایران هستند. مردم ایران مقاومت و مبارزهٔ خودشان علیه این رژیم را از ۴۷ سال پیش آغاز کرده‌اند و منتظر نیروی خارجی نبوده‌اند. جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی نیز نه برای نجات مردم ایران از این رژیم، بلکه در راستای منافع آن کشورها می‌باشد. این‌که منافع مردم ایران با این کشورها در این مرحله همسو شده و در نتیجه می‌توان از حملات نظامی این کشورها به دستگاه و زیرساخت‌های سرکوب و رهبری نظام استفاده کرد، امری منطقی و کاملاً قابل فهم است. اما کوتاه آمدن ترامپ و اسرائیل در جنگشان با جمهوری اسلامی یا تغییر تاکتیک و اولویت‌های جنگی آنها، نباید به مبارزهٔ مردم ایران با این رژیم ضد ایرانی آسیب برساند. سرنگونی این رژیم وظیفهٔ مردم ایران بوده و هست و ما این کار را با اتکا به نیروی خود پیش خواهیم برد و به سرانجام خواهیم رساند.

استراتژی و تاکتیک و اولویت‌های مبارزه در این مرحله – یعنی دورهٔ پیش از گذار – باید به روشنی تشریح شده و به اطلاع مردم برسد. مبارزهٔ مردم ایران نباید هیچ وابستگی به جنگ آمریکا و اسرائیل داشته باشد و نباید موضع عوض کردن‌ها و گفته‌های متناقض روزانهٔ ترامپ بر روحیهٔ مردم ایران تأثیر بگذارد. در همین راستا مهم است که رضا پهلوی این موضوع را هرچه شفاف‌تر به مردم ایران توضیح دهد.

باید از وعده‌های غیرواقعی پرهیز کرد، به طور واقعی وضعیت را تشریح و ارزیابی کرد، دلایل افسردگی و انفعال را بدون تعصب بررسی و ضعف‌ها و قوت‌های خود را بازشناسی کرد و سپس با تجدید قوا و سازماندهی جدید و متناسب با وضعیت امروز، مبارزه را ادامه داد.

پیشتر در مقاله‌ای با عنوان «ضعف‌های تاکنونی جریان هوادار رضا پهلوی؛ اهمیت و ضرورت تشکل‌یابی»، پیشنهادهای مشخصی ارائه شده و از جمله آمده بود: «رهبری رضا پهلوی توانسته یکی از کمبودهای مهم مبارزه برای گذار از جمهوری اسلامی را تا حد زیادی برطرف کند. با این حال، هر جنبش سیاسی در مسیر خود نیاز دارد که در مقاطع مختلف، توقفی کوتاه داشته باشد؛ گذشته را مرور کند، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد و با آرایشی تازه، مبارزه را ادامه دهد. در شرایط کنونی، نهادسازی، ایجاد تشکل‌های لازم، آموزش فرهنگ دموکراتیک، پرهیز از حاشیه‌سازی و دوری از رفتارهای افراطی، از جمله اقداماتی هستند که باید در مرکز توجه قرار گیرند.»

برای پرهیز از طولانی شدن مطلب، مطالعهٔ «پیشنهادهای کاربردی» آورده شده در آن مقاله توصیه و در اینجا فقط بطور تیتر وار به آنها اشاره می شود:

·                 برای امروز برنامه داشتن 

·                 همکاری با نیروهای «هویت‌خواه»   

·                 اعلام «آشتی ملی» 

·                 تاسیس «مجمع ملی در تبعید»  

·                 کارگروه‌های تخصصی  

·                 ایجاد ساختار آنلاین امن برای مشارکت  

·                 تشکیل هسته‌های مخفی مقاومت محله محور  

 

 








آخرین مطالب:
 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2026