|
حنیف حیدرنژاد- «زن، زندگی، آزادی» یک «انقلاب» بود زیرا در فکر و ذهن و ضمیر ایرانیان منشاء تغییرات عمیقی شد. تغییر در نوع نگاه به زن و «حق» او برای زندگی آزاد و حق تعیین سبک زندگی اش و منشاء تغییر در مورد مفهوم «فردیت و آزادی». حقی که حکومت و حکومتگران، مردان و پدرسالاران اجازه تعدی و تجاوز به آن ندارند. یک انقلاب «زن، زندگی، آزادی» موضوع برابری جنسیتی را از موضوعی نظری به پراکتیک زندگی رومزه کشاند. نگاه یک بُعدی فمینیستی را شکست و نشان داد که «آزادی» زن، شرط رهائی مرد و آزادی جامعه است. به این ترتیب منجر به همراهی و همگامی واقعی و عملی مردان در کنار زنان شد. «زن، زندگی، آزادی» زنجیر سُنت و مذهب را که قرنها بر پای زن و مرد بسته شده، پاره کرد و نشان داد «زندگی» بدون آزادی معنی نداشته و تا آزادیِ زن تضمین نشود، آزادی سیاسی- اجتماعی نیز تحقق نخواهد یافت. شکستن چنین زنجیرهای کُلفت و البته نامرئی، بدون انقلابی در ذهن و ضمیر و رفتار روزمره امکانپذیر نیست. «زن، زندگی، آزادی» نشان داد که موضوعی انسانی- جهانی است و مرزهای سیاسی نمیتواند آن را محصور کند. به همین خاطر مبارزه زنان و مردم ایران حول این شعار با حمایت و همیاری گسترده جهانی در چهارگوشه جهان روبرو و الهامبخش دیگر مردمان شد. یک جنبش «زن، زندگی، آزادی» انقلابی است که تمام نشده و ادامه داشته و قشرهای مختلف اجتماعی را در نوردیده و پیوسته لایههای عمیق تر و گستردهتری را به تسخیر در میآورد. از همین رو یک «جنبش» است. سه سال بعد از قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱/ ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ و شروع انقلاب «زن، زندگی، آزادی» در ایران، زنان ایران پیشتاز بسیاری از تغییرات و پیشرویهای سیاسی- اجتماعی شده اند. آنها توانستهاند با حمایت مردان، حجاب اجباری که نماد کنترل حکومت بر اندیشه و بدن زنان است را پس زده و هر چه بیشتر سبک اختیاری در پوشش و رفتار خود را برگزینند. فراتر از پس از زدن حجاب اجباری، امروز زنان ایران به ویژه در شهرهای بزرگ، آنگونه لباس میپوشند که میخواهند. میرقصند و در مجامع عمومی مردان را در آغوش گرفته و میبوسند. موتورسواری کرده و موانع حکومتی را یکی بعد از دیگری پس میزنند. حکومت در برابر اراده محکم زنانِ ایرانی قانون حجاب را به تعلیق در آورده. پیامهای میلیونی به تلفنهای همراه زنان و جریمههای سنگین و توقیف اتومبیل و پُلمبِ اماکن عمومی مانند رستورانها و پاساژها و… نیز نتوانست کاری از پیش بُرده و حکومت و لشکر اوباشان «امر به معروف» نیز دست از پا درازتر عقب نشسته و آه و ناله سر میدهند. این انقلابِ عمیق فکری و این جنبش گسترده اجتماعی زمینههای گذر از جمهوری اسلامی را بیش از پیش فراهم کرده و راه ورود ایران به دوره تمدن و ترقی و کرامت انسانی را به میزان زیادی هموارتر کرده است. عکس و پردازش: کیهان لندن
|