- دوشنبه 22 تير 1405

 
 
 
 
 
حقوق بشر
پناهندگی / اقامت
مهاجرت/انتگراسیون
جامعه/روحی-اجتماعی
مصاحبه / گفتگو
دیدگاه ها
ترجمه
پایان نامه
در دیگر رسانه ها
فیلم و صدا
درباره من
درباره سایت
Asyl / Aufenthalt
Menschenrechte
Über
 
 







«تغییر» چگونه امکانپذیر می‌شود؟ معرفی یک مُدل کاربُردی برای عبور از جمهوری اسلامی

نامه سرگشاده به مریم رجوی






pan20

pan19
سرگذشت‌ پناهجویانی که از جمهوری اسلامی فرار کرده‌اند؛ روایت‌های یک مددکار اجتماعی در آلمان چاپ ارسال به دوست
02 مرداد 1404

در طول حاکمیت رژیم اسلامی بر ایران، میلیون ها ایرانی کشور را برخلاف خواست واقعی شان ترک کرده اند. بسیاری مهاجرت کرده و بخشی ناگزیر راه پناهندگی را در پیش گرفتند. سرنوشت بسیاری از پناهجویان و دلایل فرار یا خروج آنها از ایران به درستی مشخص نیست. جدا از اینکه دلایل اعلام شده برای دریافت پناهندگی یا اقامت انسانی از سوی این دسته در آلمان چه باشد، اکثریت آنان به دلیل نبود آزادی های سیاسی، نبود آزادی های فردی و اجتماعی و به دلیل پایمال شدن حقوق بنیادین انسانی شان کشور را ترک کرده اند. 

جدا از اینکه آیا این افراد تعلق سیاسی به حزب یا گروه خاص یا باور و فعالیت سیاسی مشخصی داشته یا نداشته اند، آنچه مهم است این می باشد که به عنوان یک انسان ناچار شده اند سرزمین و خانواده و دوستان خود را ترک کرده و خطرات خروج از کشور و ریسک زندگی در یک کشور جدید با زبان و فرهنگ و قوانین کاملا متفاوت را به جان بخرند. بر این اساس آشنائی با سرنوشت این انسان ها هم به لحاظ درک شرایط سیاسی کشور و هم به عنوان موضوعی برای پژوهش های اجتماعی اهمیت پیدا می کند. نوشته حاضر تلاشی است برای درک ذره ای کوچک از عمقِ درد و رنج پناهجویان ایرانی و آنچه حکومت اسلامی مسبب آن می باشد.

از سال ۱۹۹۸ بطور داوطلبانه و از سال ۲۰۰۲ بطور رسمی در امور پناهندگی در آلمان فعال هستم. اگرچه بطور رسمی ۴۰ ساعت در هفته کار می کردم، اما همیشه پرونده چند نفر دیگر را نیز بطور داوطلبانه به دست می گرفتم. این افراد را یا در خانه خودم، یا در خانه خودشان یا در خیابان و در اماکن عمومی ملاقات می کردم.

هرگاه حقیقت داستان زندگی آنها را باور می کردم، رسیدگی داوطلبانه به پرونده و وضعیت آنها را پذیرفته و آن را جزئی از مبارزه ام با رژیم ضد بشری آخوند- پاسدارها می دانستم. تخصص و تجربه خودم را بدون چشمداشت به کار می گرفتم، پرونده شان را مطالعه می کردم تا دلایل رد پناهندگی یا رد اقامتشان را مشخص کرده و وضعیتشان را به آنها توضیح داده و تلاش می کردم برای حل مشکل اقامتشان راهی پیدا کنم. اگر لازم بود آنها را نزد وکیل یا پزشک یا در دادگاه همراهی می کردم. در موارد متعدد در بیمارستان یا کلنیک های روان و اعصاب و در چند مورد حتی در زندان به دیدن آنها می رفتم. اين راهی بود برای یاری رسانی به جان به دربُردگان از نظامِ جهنمی حاکم بر ایران. 

باور من به کرامت انسان این بوده و هست که اگر نمی شود یا نمی توان دنیا را تغییر داد، اما می توان شرایط زندگی یک انسان را تغییر داد. مهم آن است که در این مسیر و با کمک خودِ فردی که درگیر مشکل است، برای دنیائی انسانی تر تلاش کرد.

آنچه در مجموعه حاضر، «سرگذشت‌ پناهجویانی که از جمهوری اسلامی فرار کرده‌اند؛ روایت‌های یک مددکار اجتماعی در آلمان» می خوانید از سرنوشت های واقعی الهام گرفته شده و به‌ منظور حفظ حریم خصوصی، نام‌ها و جزئیات قابل شناسایی، تغییر یافته‌اند. در لیست اولیه ای که آماده کرده بودم قصد داشتم سرنوشت ۳۱ فرد را انتشار دهم. همزمانی این کار و جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل باعث شد که فقط ۹ سرنوشت را تمام کنم. شش روایت از این مجموعه در وبسایت کیهان لندن منتشر شده است. در مجموعه حاضر هر ۹ روایت با ویرایش و تغییرات اندک یکجا منتشر می شوند.  

حنیف حیدرنژاد (قهرمان حیدری)















آخرین مطالب:
 
 
 

hanifhidarnejad@yahoo.de | استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است | Copyright©www.hanifhidarnejad.com 2005-2026