|
حنیف حیدرنژاد- من سالهاست بر ایده «رفراندم آزاد زیر نظر نهادهای بین المللی» برای انتقال مسالمتآمیز قدرت به مردم و پرهیز از خونریزی و هرج و مرج و ناامنی تاکید کرده و اگرچه عملی شدن آن را بسیار بعید میدانم، اما از آن حمایت کرده ام («چه باید کرد» صفحه ۳۶ به بعد). هنور هم بر این باورم که این راه کمهزینهترین راه برای نجات ایران و عبور از جمهوری اسلامی است. با اینهمه بیانیه ای که با عنوان «نگران سرنوشت ایرانیم، بیانیه ۱۷ فعال سیاسی- مدنی» صادر شده را ناکافی میدانم. این افراد در بیانیه خود خواستار «رفراندوم آزاد، شفاف با نظارت نهادهای مستقل بینالمللی» برای احقاق حق تعیین سرنوشت مردم ایران و «تشکیل مجلس مؤسسان، در راستای یک دولت ملی و فراگیر، برای گذار دموکراتیک» شدهاند. برخی از امضاکنندگان بیانیه در ایران و در زندان هستند و مشخص است که در بیان صریحتر خواستههای خود محدودیت داشتهاند. ضمن تشویق هر فعالیتی در مبارزه با حکومت اسلامی حاکم بر ایران، این بیانیه را ناکافی دانسته و از جمله به دلایل زیر از آن حمایت نمیکنم: – در بیانیه بر نقش علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی به عنوان عامل اصلی سیاستگذاریهای غلط ۳۶ سال گذشته (از زمان تصدی رهبری) و عامل اصلی آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی اشاره نشده است. او آشکارا مانع اصلی هرگونه تغییر در ایران بوده و هر نوع گشایش با جامعه جهانی، به ویژه ایالات متحده آمریکا را سدّ کرده است، – در بیانیه بر نقش اسلام و حکومت اسلامی در ایجاد وضعیت کنونی کشور از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی اشاره نشده و به ضرورت «سکولاریسم» (جدائی دین و مذهب از حکومت) در ایرانِ آزادِ فردا اشاره نشده است، – در بیانیه به نقش برنامه موشکی حکومت و حمایت آن از گروههای نیابتی در راستای صدور انقلاب و اهمیت آن در زمینهسازی جنگِ کنونی با اسرائیل اشاره نشده است. وضعیت کنونی ایران، آنهم پس از جنگ ۱۲ روزهی رژیم حاکم با اسرائیل، با وضعیت کشور در دی ماه ۹۶ یا آبان ۹۸ یا جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱متفاوت است. اعلام مواضع یا خواستههای سیاسی باید متناسب با شرایط کنونی باشد. بیانیه ۱۷ فعال سیاسی از درک شرایط سیاسی کنونی عاجز است. نظر به پیشینه مذهبی یا «ملّی- مذهبی» برخی از امضاکنندگان، به نظر میرسد بی توجهی آنان در این بیانیه به سکولاریسم، آگاهانه و عمدی است. تلاشی برای مقابله با رضا پهلوی با شروع جنبش «زن، زندگی، آزادی» ضرورت همکاری شخصیتها و گروههای سیاسی مختلف با یکدیگر برای تشکیل یک آلترناتیو و انعکاس صدای مردم داخل کشور بیش از پیش خود را نشان داد. فعالیتهای رضا پهلوی از آن زمان نیز تا کنون در این راستا بوده است. مشاهدات میدانی، از اقبال عمومی و حمایت بخش قابل توجهی از جامعه ایران از تلاشهای او حکایت میکند. به نظر میرسد انگیزه سیاسی امضاکنندگان این بیانیه، بیش از آنکه یک ابتکار عمل سیاسی جدی باشد، مقابله با ابتکارات رضا پهلوی است. به ویژه آنکه او شخصیتها و گروههای مختلف ایرانی را برای شرکت در «همکاری ملی برای نجات ایران» در ۲۶ ماه ژوئیه در شهر مونیخ در آلمان دعوت کرده است. همایشی که انتظار میرود گام مهمی در راستای اعلام یک برنامه راه برای عبور از جمهوری اسلامی و شناساندن آلترناتیو به جامعه جهانی باشد. صدور بیانیه ۱۷ نفره و همزمانی آن با «همکاری ملی» که رضا پهلوی آن را از چندین هفته قبل اعلام کرده است، این تردید را تقویت می کند که انگیزه امضاکنندگان بیانیه، مقابله با رضا پهلوی است. استقبال از تکثر سیاسی خوبی فعال شدن دیگر نیروهای سیاسی و اعلام برنامه و اهداف سیاسی این است که کمک میکند تا مردم با مقایسه محتوای برنامهها و با در نظر داشتن سابقه سیاسی افراد و گروهها، بتوانند در بین گزینههای موجود، بهترین آلترناتیو دموکراتیک را برای خود و نجات ایران برگزینند. از ویژگیهای جامعه دموکراتیک، تشکل و سازماندهی و تکثر نیروهای سیاسی- اجتماعی مختلف است که هر کدام اهداف و منافع متفاوتی را نمایندگی می کنند. از این نظر با اینکه از بیانیه ۱۷ فعال سیاسی حمایت نمیکنم، اما آن را گامی در این راستا ارزیابی کرده و از آن استقبال میکنم. عکس و پردازش: کیهان لندن |